برگردان به زبان ساده
ای بار غم تو بر دل من
مهر تو سرشته در گل من
هوش مصنوعی: غم تو بر دل من سنگینی میکند و عشق تو در وجودم به شدت ریشه دوانده است.
آخر چه شود به لطف آسان
از وصل کنی تو مشکل من
هوش مصنوعی: آخر چه خواهد شد اگر تو با لطف و مهربانی، دشواری من را به آسانی به وصال تبدیل کنی؟
گفتم ز تو کی شوم شبی دور
بنگر تو خیال باطل من
هوش مصنوعی: من به خودم گفتم که کی میتوانم شبی دور از تو فکر کنم، اما تو فقط به خیالهای بیاساس من نگاه میکنی.
در عشق رخت نبود جز غم
ای نور دو دیده حاصل من
هوش مصنوعی: در عشق تو هیچ چیزی جز غم وجود ندارد، ای روشنی چشمهایم، که تو همهی داشتههای من هستی.
او سرو سهی و من چو خاکم
آخر ز چه نیست مایل من
هوش مصنوعی: او مانند درختی بلند و زیباست و من همچون خاکی عادی و بیارزش. پس چرا او به من تمایل ندارد؟
گفتم نکند ز ما صبوری
مسکین دل تنگ غافل من
هوش مصنوعی: گفتم شاید دل غمگین و بیخبر من از ما خسته و بیصبری باشد.
ای دوست مدام ایستادهست
نقش رخ تو مقابل من
هوش مصنوعی: ای دوست، تصویر چهرهی تو همیشه در برابر من قرار دارد.
گر خاک شوم مگر که مهرت
بیرون رود از مفاصل من
هوش مصنوعی: اگر به خاک تبدیل شوم، هرگز نمیخواهم محبت تو از وجودم بیرون برود.
گر جمله جهان شوند حوری
جز مهر تو نیست در دل من
هوش مصنوعی: اگر همه جهان حور و زنان زیبای بهشتی شوند، تنها عشق و محبت تو در دل من جا دارد.