برگردان به زبان ساده
دل سرگشتهٔ حیران برو ترک مناهی کن
بیا بر مسند جانم نشین و پادشاهی کن
هوش مصنوعی: دل آشفته و گیج من، ترک کردن کجرویها و ناپسندیها را بگذار و بیا بنشین بر تخت جانم و فرمانروایی کن.
اگر خواهی گناهت را که پوشد پرده عفوی
سرشک دیده همچون خون و رنگ روی کاهی کن
هوش مصنوعی: اگر میخواهی گناههایت پنهان بمانند، اشکهای چشمانت را مانند خون و رنگ رخسارت به زردی بکش.
اگر دُرّ وصالش را تو جویایی چو غوّاصان
به دریای غم عشقش برو غوطه چو ماهی کن
هوش مصنوعی: اگر به دنبال زیبایی و وصال او هستی، مانند غواصانی که در عمق دریا به جستجوی مروارید میپردازند، باید به عمق غم عشق او بروی و خود را در آن غوطهور کنی، همچون ماهی که در آب شناور است.
اگر شرح غم دل را نویسی پیش دلداران
مدد از دیده میباید قلم را در سیاهی کن
هوش مصنوعی: اگر بخواهی غم دل را برای کسانی که دلشکستهاند بنویسی، باید چشمانت را پر از اشک کنی و قلمت را در سیاهی غم فرو بریزی.
منم طفل بشیر غم ز کنعان گشته سرگردان
خداوندا به فضل خود نظر بر بی گناهی کن
هوش مصنوعی: من همان کودک شادمانی هستم که از سرزمین کنعان دور افتادهام و در سردرگمی به سر میبرم. خداوندا، به لطف خود به بیگناهی من توجه کن.
بسی گفتم مده خود را به صورتهای بی معنی
ز پیش ما برو ای دل تو دانی هر چه خواهی کن
هوش مصنوعی: بسیار به تو گفتم که خودت را به ظواهر بیمعنا نزن و از پیش ما برو. تو خود میدانی که هر چه بخواهی میتوانی انجام دهی.
دل پر درد بی درمان برو در گوشهای بنشین
مخور غم در جهان و تکیه بر لطف الهی کن
هوش مصنوعی: دلِ پر از درد و بیدرمان خود را به گوشهای ببر و نشسته و غم مخور. در این دنیا به لطف و رحمت خداوند تکیه کن و آرامش بگیر.