برگردان به زبان ساده
ای نور دیده یک شبی ما را ز وصلت شاد کن
وز بند روز هجر خود یک دم مرا آزاد کن
هوش مصنوعی: ای نور چشمم، یک شب ما را با وصال خود شاد کن و برای دمی مرا از بند روزگار جدایی آزاد بگذار.
کاشانهٔ جان من غمگین خرابست از غمت
بازآ به عدل وصل خود کلّ جهان آباد کن
هوش مصنوعی: خانهٔ دل من به خاطر غمت ویران شده است. ای محبوب، با برگشتن به عدل وصالت، تمام جهان را به سعادت و آبادانی برسان.
دل بردی از دستم ولی افکندیاش در پای غم
آخر که گفتت دلبرا با ما همه بیداد کن
هوش مصنوعی: تو دلم را از من گرفتی، اما آن را در پای غم انداختی. در نهایت، تو به من گفتی، ای دلبر، با ما هر کاری که دلت میخواهد بکن.
یک دم فراموشم نهای از دل که دل خود جای تست
آنگه که بشکیبد دمی آخر ز لطفش یاد کن
هوش مصنوعی: لحظهای هم فراموشم نکن، ای دل که تو خودت جایی در دل من داری. وقتی لحظهای غمگین میشوی، از لطف او یاد کن.
گر خانهٔ عشق رخش معمور میخواهی دلا
دل بر جفای او بنه پابستش از بنیاد کن
هوش مصنوعی: اگر میخواهی خانهی عشقش پررونق باشد، باید دل خود را به بدیهای او بسپاری و از ابتدا برای او پایبند شوی.
تا کی کشی ای دل جفا از جور یار بی وفا
از غایت بیداد او رو در جهان فریاد کن
هوش مصنوعی: چقدر باید تو ای دل، به خاطر بدیها و بیوفاییهای یار، رنج بکشی؟ از شدت ظلم او، در دنیا فریاد بزن.
از دست جورت خون دل از دیده میبارم مدام
گر نیست رحمی بر منت بر اشک مردمزاد کن
هوش مصنوعی: از فشار و ناراحتی ناشی از رفتار تو، به طور مداوم اشک میریزم. اگر بر حال من رحم نمیکنی، لااقل بر دیگران که به خاطر من غمگین هستند، رحم کن.