برگردان به زبان ساده
دل ضعیف مرا در دو زلف خود جا کن
نشیمنیش خدا را به زلف شیدا کن
هوش مصنوعی: دل ناتوانم را در دو زلف خود قرار بده و برایش محلی بساز تا به خاطر عاشقیت آرام بگیرد.
طبیب گشت ملول از من ضعیف نحیف
بیا و یک دمش از وصل خود مداوا کن
هوش مصنوعی: پزشک از حال من که ضعیف و نحیف هستم، خسته شده است. بیا و با یک لحظه وصالت، من را درمان کن.
دلم به دست جفا دادی و نبخشودی
به عذرهای گذشته یکی مدارا کن
هوش مصنوعی: دل من را با بیمهری و رفتار نادرست خود آزردی و هیچگاه به بهانههای قبلیام توجه نکردی. حالا کمی مرا تحمل کن و با من مدارا کن.
در وصال ببستی ز روی ما ز چه روی
چو حلقه سر به درت میزنیم در وا کن
هوش مصنوعی: در هنگام ملاقات، به خاطر چه چیزی از ما رو برگرداندی؟ وقتی که ما مانند حلقهای به در تو میکوبیم، در را باز کن.
مدار نور دریغ از دلم چو آیینه
بیا و رخ به رخ دلبر مهآسا کن
هوش مصنوعی: ای دل، مانند آئینه نور را از خود دریغ نکن و بیا تا با چهرهای زیبا و دلربا، به ملاقات من بیایی.
شرابخانه امید دل خراب از غم
ز دولت شب وصلت بیا و احیا کن
شرابخانه امید دلم از اندوه ویران شده است. بیا و با شب وصل آن را دوباره بساز.
بیا که دور ز رویت جهان نمیبینم
به ماهِ روی خودم هر دو دیده بینا کن
دور از رُخت چشم دیدن جهان را ندارم. بیا و هر دو دیدهام را با ماه رویت بینا کن.