برگردان به زبان ساده
روی او را کجا توان دیدن
یا گلی از وصال او چیدن
هوش مصنوعی: چطور میتوانم روی او را ببینم یا گلی از نزدیکیش بچینم؟
تا به کی چون قلم توان جانا
گرد کویت به فرق گردیدن
هوش مصنوعی: به چه مدت باید مانند قلم، برای تو که محبوب منی، دور و بر تو بچرخم و به جستجوی تو باشم؟
درنگنجد بتا به مذهب عشق
از عزیزان همه جفا دیدن
هوش مصنوعی: در عشق، بتها نمیتوانند جای بگیرند و از عزیزان تنها بیوفایی و ستم را تجربه کردهام.
گریه ابر خوش بود به چمن
صبحدم همچو غنچه خندیدن
هوش مصنوعی: بارش باران در صبحگاه بر روی چمنها خوب و دلنشین است، مانند خندیدن غنچهای که به زندگی و روشنایی روز جدید خوشحال است.
کام دل از جهان خوشست ولیک
نبود هیچ چون جهان دیدن
هوش مصنوعی: دل از خوشیهای دنیا شاد است، اما هیچ چیزی مانند دیدن خود دنیا وجود ندارد.
وصل یارست از جهان مقصود
نه چو کفّار بت پرستیدن
هوش مصنوعی: وصل به یار هدف اصلی دنیاست، نه مانند بتپرستها که فقط به عبادت میپردازند.
در لب جوی و پای گل چه خوشست
با نگاری به سبزه غلطیدن
هوش مصنوعی: در کنار جوی و در پای گل، چه لذتبخش است که با محبوبی در سبزهها بازی کنیم و غلت بزنیم.