برگردان به زبان ساده
دلم بگرفت از تنها نشستن
دمادم رخ به خونِ دیده شستن
هوش مصنوعی: دل من از نشستن تنها و بیکس حالم بد شده و همیشه در حال گریه و اشکریزی هستم.
روا داری تو مرغ جان ما را
به زاری بال و پر در هم شکستن
هوش مصنوعی: تو به راحتی اجازه میدهی که مرغ روح ما با زاری و ناله، بال و پرش شکسته شود.
طریق عهد با یاران یکدل
ببستن باز بی جرمی گسستن
هوش مصنوعی: راهی که برای بستن عهد و پیمان با دوستان یکدل انتخاب میشود، باید بهگونهای باشد که حتی در صورت قطع این پیمان، بدون هیچگونه گناه و تقصیری باشد.
نهادن بر ره زاغان گل وصل
دل بلبل به خار هجر خستن
هوش مصنوعی: بر سر راه زاغها گل وصالی را گذاشتند، در حالی که دل بلبل به خاطر خار هجر ناراحت و رنجور است.
نیارد جز پریشانی و سودا
دل اندر زلف و خال یار بستن
هوش مصنوعی: دل تنها با زلف و خال یار درگیر میشود و جز آشفتگی و جنون چیزی نصیبش نمیشود.
ز شادی سر به گردون برفرازم
اگر دستم دهد زین غصّه رستن
هوش مصنوعی: اگر به خاطر شادیام بتوانم به آسمان پرواز کنم، از این غم خلاص میشوم.
جهان شد بر بلای عشق خرسند
که مشکل باشد از بند تو جستن
هوش مصنوعی: عشق باعث شده که دنیا از مشکلاتش خوشحال باشد، چرا که رهایی از بند تو کار دشواری است.