برگردان به زبان ساده
ای رخ مهوشت به کام جهان
زلف شبرنگ تو چو شام جهان
هوش مصنوعی: ای چهره زیبا و دلربا، تو همچون زلف سیاهات به جذابیت شب و دنیای تاریک هستی.
شَست زلف تو ای دل و دینم
شده از روی عقل دام جهان
هوش مصنوعی: زلف زیبای تو، دلم و دینم را تحت تأثیر قرار داده و عقل من را به دام این دنیا گرفتار کرده است.
شکر ایزد که شد به کام دلم
خاطر روشن تو جام جهان
هوش مصنوعی: خدا را شکر که آرزوی دلم برآورده شد و وجود پرنور تو مانند جامی در دنیای من است.
در سر بارهٔ مرادم شد
ای بسا سالها لگام جهان
هوش مصنوعی: سالیان طولانی در پی تحقق آرزویم بودهام و در این راه به شدت به کنترل زندگیام پرداختهام.
چه توان کرد چون که چرخ فلک
بستد از دست ما زمام جهان
هوش مصنوعی: چگونه میتوانیم در برابر سرنوشت و چرخشهای زندگی که از کنترل ما خارج شدهاند، اقدامی انجام دهیم؟
ای بسا آهوان وحشی را
کرده این روزگار رام جهان
هوش مصنوعی: بسیاری از آهوان وحشی تحت تاثیر این روزگار آرام شدهاند.
از غم روزگار سفله نواز
از جهان نیست غیر نام جهان
هوش مصنوعی: از درد و رنج زندگی بینوا، جز نام دنیا چیزی در این جهان وجود ندارد.
میدهم جان مگر که چرخ فلک
دوسه روزی شود به کام جهان
هوش مصنوعی: من جانم را میدهم، به شرطی که چرخ روزگار برای چند روزی به خواستهام بچرخد و به آرزوی من بیافتد.
تا جهان گشت پادشاه سخن
شد جهانی ز جان غلام جهان
هوش مصنوعی: وقتی که دنیا به سلطنت کلام درآمد، همه چیز از دل و جان خدمتگزار این جهان است.
که برد نزد آن جهانبانم
چو صبا هر نفس پیام جهان
هوش مصنوعی: هر بار که نفس میکشم، مانند نسیم صبح، پیامی از آن دنیای دیگر به سوی آن رهبری که در آن عالم است، میفرستم.