برگردان به زبان ساده
بار هجرت بر دلم باریست باری بس گران
درد عشقت هست بر جان جهانی بیکران
هوش مصنوعی: بار مهاجرت بر دوش دلم سنگینی میکند و درد عشق تو، بر روح من مانند عذابی بیپایان است.
صبر فرمایی مرا در عاشقی ای دیدهام
صبر از روی دلارای تو ای جان چون توان
هوش مصنوعی: ای چشم زیبا، با صبر و شکیبایی مرا در عشق هدایت کن. چگونه میتوانم صبر کنم در حالی که دلبر من تویی، ای جان؟
چون به باد عشق بَردادی ز خاکم ذرّهها
روی همچون آفتاب از ما چرا داری نهان
هوش مصنوعی: زمانی که عشق تو مانند باد مرا از خاک برمیدارد، چرا ذرههای وجود من همچون آفتاب از تو پنهان میمانند؟
بندهٔ بیچاره بر روی وصالت بر درم
همچو سگ باری به سرباری مرا از در مران
هوش مصنوعی: منِ بیچاره همچون سگی جلوی در ارتباط تو نشستهام، لطفا مرا از در نران و از کنارت دور نکن.
یا به وصلم یک زمان بنواز ای دلبر ز لطف
یا بکش جانا به تیغ هجر و ما را وارهان
هوش مصنوعی: ای دلبر، یا یک لحظه با محبت من را نوازش کن، یا اینکه با تیغ جدایی، جانم را بگیر و من را رها کن.
چون نمیماند به عالم هیچ صورت برقرار
تا به کی دل سنگ داری ای دل از کار جهان
هوش مصنوعی: هیچ چیزی در این دنیا باقی نمیماند و همه چیز در حال تغییر است. پس چرا همچنان دل سنگین و بیاحساس داری، ای دل من، در مقابل کارهای این جهان؟