برگردان به زبان ساده
بی کنارت در میان خونم ای نازک میان
زین میان تا چند باشم از کنارت بر کران
هوش مصنوعی: کنار تو، در شرایط سخت و دشوار، حالتی شکننده و vulnerable دارم. نمیدانم تا چه زمانی میتوانم در کنار تو باشم و از دوری تو رنج بکشم و تحمل کنم.
آن سعادت کو که گیرم یک زمانت در کنار
وآن عنایت کو که با من یک دم آیی در میان
هوش مصنوعی: آن خوشبختی کجاست که بتوانم یک لحظه در کنار تو باشم و آن لطف کجاست که با من یک لحظه همراه شوی؟
گر فتد بر چشم من چشم تو ای چشم و چراغ
چشمههای خون دل بینی ز چشم من روان
هوش مصنوعی: چشمان تو مانند نوری هستند که بر چشمانم میتابند و وقتی که به تو نگاه میکنم، ابرهای غم و اندوهی که در دل دارم، از چشمانم خارج میشوند.
ای صبا با آن نگار شوخ سنگین دل بگو
اینچنین پرسند آخر دوستان از دوستان
هوش مصنوعی: ای نسیم، به آن معشوقهی خوشخلق و سنگیندل بگو که دوستان در مورد یکدیگر این گونه میپرسند.
گرچه یادت در دلم دانم که هرگز نگذرد
یک نفس بیرون نخواهد شد مرا یادت ز جان
هوش مصنوعی: با وجود اینکه تو را در قلبم به یاد دارم، میدانم که هیچگاه نمیتوانم یک لحظه از ذهنم بیرونت کنم. یاد تو از جانم جدا نخواهد شد.
آرزوی وصل داری رخ متاب از تیغ هجر
گر جمال کعبه میخواهی متاب از ره عنان
هوش مصنوعی: اگر آرزوی وصال و دیدار معشوق را داری، نباید از درد فراق و جدایی فرار کنی. اگر زیبایی و کمال را میخواهی، باید به راهی بروی که تو را به محبوب میرساند و از عقبنشینی و انحراف پرهیز کنی.
چند رانی از برم ای دوست در دوران گل
بلبل شوریده نتواند برید از بوستان
هوش مصنوعی: ای دوست، چند بار میخواهی از من دوری کنی؟ در دنیای سرشار از گل و بلبل، هیچ چیز نمیتواند شوق و حس زیبای ما را از باغ عاشقانهام بگیرد.
از وصال روح بخشت یک زمانم شاد کن
تا کیام سرگشته داری در غم ای جان و جهان
هوش مصنوعی: مرا کمی شاد کن تا مدتی با عشق تو سرمست باشم، زیرا در حال حاضر دل و دنیایم پر از غم است.