برگردان به زبان ساده
تویی لیلی تویی لیلی تویی درد مرا درمان
منم مجنون منم مجنون منم مجنون سرگردان
هوش مصنوعی: تو همان لیلی هستی که من به آن عشق میورزم و تو دارویی هستی برای دردم. من مجنون توام و به خاطر عشق تو در این دنیا سرگردانم.
تویی شیرین به عهد خسرو پرویز بنشسته
منم فرهاد کوه افکن به بادم رفته شیرین جان
هوش مصنوعی: تو همان شیرینی هستی که در روزگار خسرو پرویز نشستهای، و من فرهادی هستم که به کوهپیمایی پرداخته و جانم در یاد تو گم شده است.
تویی شیرین تویی شیرین تویی شیرین چو جان در تن
منم خسرو منم خسرو گرفتار شب هجران
هوش مصنوعی: تو شیرینی، همچون جانم در تن، و من در این شب طولانی جدایی، در درد و حسرت تو گرفتارم.
تویی عذرا تویی عذرا گرفتارم به درد تو
منم وامق منم وامق بکن درد مرا درمان
هوش مصنوعی: تو با زیباییهایت بینظیری و من به خاطر عشق به تو از درد و رنج رنج میبرم. من وامق هستم و به کمک تو نیاز دارم تا دردهای قلبیام را درمان کنی.
تویی گُلشه تویی گُلشه تویی گلبوی همچون مه
منم ورقه منم غرقه به بحر هجر بی پایان
هوش مصنوعی: تو مانند گل هستی، زیبا و دلربا، و من به شدت در دریای اندوه و تنهایی غرق شدهام.
تویی ویس گل اندامم ز جانت بسته در دامم
منم رامین که میسوزد دلم در غم تو را دامان
هوش مصنوعی: تو مانند گل زیبا هستی و من به خاطر تو دلم در درد و غم گرفتار شده است. من رامین هستم که به خاطر تو میسوزم و احساساتم را در این دلتنگی، به تصویر میکشم.
ز جان گویم ثنای آن جهانداری که او باقیست
که دادهستم به لطف خود همم جان و همم ایمان
هوش مصنوعی: از دل و جانم، از آن سرور جهاندار تمجید میکنم که او جاویدان است و به واسطهی لطف خویش، هم جانم و هم ایمانم را به من عطا کرد.