برگردان به زبان ساده
پیش چوگان جفایت صنما چون گویم
قصّهٔ درد خود و جور تو را چون گویم
هوش مصنوعی: وقتی که در برابر زخمهای ناشی از عشق تو قرار میگیرم، چگونه میتوانم داستان دردهایم را بگویم و نافرمانیهایت را توصیف کنم؟
چون طبیب از من بیچاره ملولست مدام
چارهٔ درد دل خسته چرا میجویم
هوش مصنوعی: طبیب از حال من ناامید و دلزده است، پس چرا من همچنان به دنبال درمان درد دل خستهام؟
خبرت نیست نگارا ز غم هجرانت
که به خون دل و دیده رخ جان میشویم
هوش مصنوعی: عزیزم، تو خبر نداری که از غم دوریات چقدر رنج میبرم. من با دلِ آکنده از درد و چشمانی پر از اشک، به یاد تو زندگی میکنم.
چون امید من دلخسته تویی در عالم
به علی رغم حسودان نظری کن سویم
هوش مصنوعی: من تنها امیدم تویی و در این دنیا که برخی حسودان هستند، به من نگاه کن و به سوی من بیندیش.
بشنو از من که به جان آمدم از درد فراق
من آشفته که بر روی تو همچون مویم
هوش مصنوعی: از من بشنو که به شدت از درد جدایی رنج میبَرَم، من در حالتی آشفته هستم که همانند مویی بر چهره تو به نظر میرسم.
تا چند گفتند که باز از سر پیمان رفتی
مشنو ای دوست خدا را سخن بد گویم
هوش مصنوعی: مدتهاست که به من میگویند که تو از عهد و پیمان خود دست کشیدهای. اما ای دوست، به سخنان بد و منفی توجه نکن.
تا جهان باشد و جان هست و نفس خواهد بود
من ره عشق تو را از دل و جان میپویم
هوش مصنوعی: تا زمانی که دنیا و زندگی وجود داشته باشد، من جستجوی عشق تو را از عمق وجودم ادامه میدهم.