برگردان به زبان ساده
تا به چند از رخ زیبای تو مهجور شویم
در غم روی چو مهتاب تو مشهور شویم
هوش مصنوعی: چقدر باید از زیبایی تو دور بمانیم و غمگین باشیم، در حالی که چهرهات مانند ماه درخشان و مشهور است.
به امیدی که دوایی بکند درد مرا
خوش طبیبیست بیا تا همه رنجور شویم
هوش مصنوعی: بیا تا با هم به درمان دردهایمان بپردازیم، چونکه امید داریم که شاید این طبیب ما را شفا دهد. بیایید همه با هم رنجهای خود را تجربه کنیم.
دل ما همچو سپندست بر آن آتش روی
سر آنست که چون چشم بَدان دور شویم
هوش مصنوعی: دل ما مانند گیاهی است که در برابر آتش قرار گرفته و در عین حال، سرنوشت آن به نگاهی وابسته است که اگر از آن دور شویم، دیگر آن احساس و حالت را نخواهیم داشت.
ای دل خسته بیا تا به سر کوی هوا
تا ز جان حلقه به گوش بت منظور شویم
هوش مصنوعی: ای دل خسته، بیا تا به جایگاه عشق برویم و جانمان را فدای معشوق کنیم.
نچشیدیم یکی جرعه نوش از شب وصل
تا کی از بادهٔ هجران تو مخمور شویم
هوش مصنوعی: ما هیچ وقت در شب وصال تو حتی یک جرعه از عشق ننوشیدیم، پس تا کی باید از شراب جداییات مست و سرمست بمانیم؟
اعتمادی چو بر احوال جهان نیست یقین
بر فریبش نتوان رفت که مغرور شویم
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوان به احوال دنیای ناپایدار اعتماد کرد و بر اساس ظواهر فریبنده آن، امیدوار شد و به خود مغرور گردید.
من به شیرینی لعل لب او کی برسم
در هوای قد او گر همه زنبور شویم
هوش مصنوعی: من چگونه میتوانم به خوشمزگی و زیبایی لبهای او برسم، در حالی که اگر همه مثل زنبورها به دور او بچرخیم، باز هم نمیتوانیم به قد و قامت او دست یابیم.