برگردان به زبان ساده
دلا تا کی به درد او بسازیم
چو زر در بوتهٔ هجرش گدازیم
هوش مصنوعی: ای دل، تا کی باید به درد و رنج او عادت کنیم؟ مانند طلا که در کورهٔ جدایی ذوب میشود.
خیالش دایماً مهمان دل شد
بیا تا برگ مهمانی بسازیم
هوش مصنوعی: فکر او همیشه در دل من حاضر است، بیا تا با هم برای او دعوتنامهای بسازیم.
سهی سروا مکن زین بیشتر ناز
که پیش قد و بالایت بنازیم
هوش مصنوعی: زیبایی و نوازشهای تو را بیشتر از این در ناز و دلربایی نبر، چرا که ما به قد و قامت تو احترام میگذاریم و دلباختهات هستیم.
نیاز ما به روی تست جانا
وگرنه از دو عالم بی نیازیم
هوش مصنوعی: ما فقط به دیدن روی تو نیاز داریم، عزیزم. در غیر این صورت، از هر دو دنیا بینیازیم.
میان انجمن در بوستانها
به یاد قامتت ما سرفرازیم
هوش مصنوعی: در جمعهای دوستانه و در باغها، به یاد زیبایی تو، ما همواره با افتخار و سر بلندی حضور داریم.
چو بلبل با رخ گل رنگ بازم
بیا ای دل که تا عشقی ببازیم
هوش مصنوعی: ای دل، همچون بلبل که با گل رنگین برمیخیزد، بیا تا عشق را تجربه کنیم.
هوای کوی عشقت گر بلندست
به چرخ وصل تو چون شاهبازیم
هوش مصنوعی: اگر هوای شهر عشق تو بلند و عمیق باشد، به خاطر وصل تو مانند شاهینی باشیم که در آسمان پرواز میکند.
به یکباره مشوی از کار ما دست
که تا جان و جهان در پات بازیم
هوش مصنوعی: ناگهان از کار ما غافل نشوید، زیرا تا زمانی که جان و دنیا در دستان شماست، به شما اختصاص دادهایم.