برگردان به زبان ساده
بسیار در فراق تو زنهارها زدیم
فریاد عاشقانه به بازارها زدیم
هوش مصنوعی: ما بارها به خاطر دوری تو ناله و فریاد کردیم و عشق خود را به همه نشان دادیم.
همچون گل رُخت به نظر در نیامدم
بسیارها تفرّج گلزارها زدیم
هوش مصنوعی: مانند گلی که زیباییاش دیده نمیشود، من نیز در نظر کسی نیامدم؛ ما بارها در باغها و بین گلها پرسه زدیم.
دستم به قدّ سرو روانت نمیرسد
بسیار دست بر سر دیوارها زدیم
هوش مصنوعی: دست من به قد و قامت زیبایت نمیرسد، اما بارها تلاش کردهام تا به تو نزدیک شوم و بر سر دیوارها زدم.
تدبیر راه وصل تو کردن نمیتوان
عمری در این معامله آن جارها زدیم
هوش مصنوعی: تنظیم کردن راهی برای وصل شدن به تو ممکن نیست؛ سالها در این موضوع تلاش کرده و تجربیات زیادی کسب کردهایم.
شبهای تار در غم هجرانت ای صنم
بر مردمک ز شوق تو مسمارها زدیم
هوش مصنوعی: در شبهای تاریک و غمانگیز به خاطر دوری تو، ای زیبای من، چنان شوقی به قلبمان راه یافته که گویی به مردمک چشممان میخهایی کوبیدهایم.
چون چنگ در خروشم و چون نی ز ناله زار
در راه عشق روی تو اسرارها زدیم
هوش مصنوعی: در آشفته حالتی چون چنگ میزنم و مانند نی از عشق تو ناله میکنم، در مسیر عشق تو رازهای بسیاری را فاش کردهایم.
بر روی ما دری نگشادی ز راه وصل
سر همچو حلقه بر در تو بارها زدیم
هوش مصنوعی: ما بارها به در خانهات کوبیدیم، اما تو هیچ در را به روی ما نگشودی و از راه وصال خبری نبود.
در راه وصل اگرچه مغیلان به راه بود
ما آتشی ز آه در آن خارها زدیم
هوش مصنوعی: در مسیر رسیدن به معشوق، اگرچه موانع زیادی وجود داشت، ما با دلشکستگی و حسرت، شوری در آن مشکلات ایجاد کردیم.
مسکین دلم ز بار غمت در جهان بسوخت
خونابها زدیده بدان بارها زدیم
هوش مصنوعی: دل بیچارهام به خاطر غم تو در این دنیا سوخته است و بارها اشکهای فروان از چشمانم ریختهام.
گفتم که نار دل بنشانم به آب اشک
ننشست و از فراق تو زنهارها زدیم
هوش مصنوعی: گفتم که با اشکهایم آتش دل خود را خاموش کنم، ولی نتوانستم و به خاطر جدایی تو بارها از جان فریاد زدم.