برگردان به زبان ساده
در سر کوی غمت دل به جفا بنهادیم
تن درین ورطه به امّید وفا بنهادیم
هوش مصنوعی: در گوشهای از خیابان عشق تو، دل خود را با خیانت رها کردیم و بدن خود را در این مکان نامناسب به امید اینکه وفاداری ببینیم، قرار دادیم.
خلق خواهند که از پیش جفا بگریزند
ما به طوع دل خود دل به بلا بنهادیم
هوش مصنوعی: مردم میخواهند که از درد و ظلمی که بر آنها رفته، فرار کنند، اما ما با اختیار خود، دلمان را در معرض سختی و مشکلات قرار دادیم.
چون محالست که با دست قضا پنجه کنند
سر به مسکینی و گردن به قضا بنهادیم
هوش مصنوعی: چون امکان ندارد که با اراده و تقدیر الهی مقابله کنیم، ما نیز سر بر خاک نهادیم و تسلیم قضا و قدر شدیم.
گر رضای دل دلدار به جان دادن ماست
بر خط بندگیش سر به رضا بنهادیم
هوش مصنوعی: اگر خوشنودی محبوب در جانفشانی ماست، ما با کمال میل و ارادت سر را بر خط بندگی او نهادیم.
صفت چین سر زلف تو میکرد صبا
چهره بر خاک ره باد صبا بنهادیم
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی به زیبایی موهای تو اشاره میکرد و من چهرهام را بر خاک راهی گذاشتم که باد نسیم به آن هدیه داد.
تا ابد مهر گل روی تو در جان باشد
کاین نهالیست که با مهر گیا بنهادیم
هوش مصنوعی: تا همیشه عشق و زیبایی چهرهات در دل و جان من باقی خواهد ماند، زیرا این عشق، همانند نهالی است که با محبت و عشق به وجود آوردهایم.
تا گشادند سر زلف جهان آشوبش
بند بر گردن آهوی خطا بنهادیم
هوش مصنوعی: وقتی که سر زلف او را باز کردند و آشوبی در جهان برپا شد، ما بند خطا را به گردن آهویی گذاشتیم.