برگردان به زبان ساده
تا دیده و دل در سر زلفین تو بستیم
واندر طلب وصل تو جان بر کف دستیم
هوش مصنوعی: ما چشم و دل را به گیسوان تو سپردهایم و با اشتیاق به دنبال وصال تو، جانمان را در دست گرفتهایم.
در زلف پریشان تو مجموع گرفتار
وز نرگس شهلات نه مخمور و نه مستیم
هوش مصنوعی: در زلف آشفته تو همه ما در بند و گرفتاریم و از چشمان زیبا و جذاب تو نه سردرگم هستیم و نه به حال مستی افتادهایم.
ما وصل تو خواهیم که آیی بر آغوش
دیدار نمایی نه که خورشید پرستیم
هوش مصنوعی: ما انتظار داریم که تو بر آغوش ما بیایی و دیدار کنی، نه اینکه تنها خورشید را بپرستیم.
برخاستهای از سر مهرم چه توان کرد
با آنکه ز جان در غم روی تو نشستیم
هوش مصنوعی: به خاطر عاشقانه و محبت تو، برخاستهای و من چه باید بکنم با کسی که از دل و جان به خاطر غم دیدن چهرهات در رنج است؟
هرچند نداری سر وصل من مسکین
ما از دل و جان بنده و مشتاق تو هستیم
هوش مصنوعی: هرچند که تو به من وصل نیستی و ما را نمیبینی، اما من با تمام وجود و از صمیم قلب به تو عشق میورزم و خواهان تو هستم.
بنمای تو خورشید جمال رخ خود را
در صبحدمی تا صلواتی بفرستیم
هوش مصنوعی: ای کاش در سپیدهدم، زیبایی و چهرهات را به نمایش بگذاری تا ما فرصتی داشته باشیم که دعایی برای تو بفرستیم.
ما آب رخ خود به جهانی نفروشیم
چون خاک ره آخر چه سبب پیش تو پستیم
هوش مصنوعی: ما زیبایی و جمال خود را به دنیا نمیفروشیم، چون در نهایت ما همچون خاک مسیر تو هستیم و هیچ دلیلی نداریم که خود را در مقابل تو بیارزش بدانیم.