برگردان به زبان ساده
ما بی رخ تو دیده ز عالم بدوختیم
در آتش فراق جمالت بسوختیم
هوش مصنوعی: ما بدون چهره تو به دنیا نگاه نکردیم و در آتش جدایی زیباییات سوزانده شدیم.
از جور روزگار و عزیزان بی وفا
چون یوسفی به دِرهم قلبی فروختیم
هوش مصنوعی: از سختیهای زمانه و بیوفایی عزیزان، مانند یوسف که به خاطر مشکلاتش قلبش را به قیمت اندکی فروخت، ما نیز قلبمان را به چیزی ناچیز فروختیم.
هر دم که یاد آن لب چون نوش کردهایم
از چشمهٔ حیات چو آتش فروختیم
هر بار که به یاد آن لب نوشین افتادم، از چشمهٔ [آب] حیات، چون آتش افروخته شدم.
صد جامه در جهان ز غمت چاک کردهایم
یک جامه از وصال تو هرگز ندوختیم
هوش مصنوعی: ما در این دنیا بخاطر غمت لباسهای زیادی را پاره کردهایم، اما هیچ یک از لباسهای عشق و وصالت را هرگز ندوختهایم.
چون قلب دل تحمّل هجران تو نکرد
از پیش لشگر شب هجران گریختیم
هوش مصنوعی: وقتی که قلبم نتوانست دوری تو را تحمل کند، از میان تاریکی شب جدایی فرار کردم.