برگردان به زبان ساده
قدر روز وصل تو نشناختیم
لاجرم جان و جهان درباختیم
هوش مصنوعی: ما قدر لحظههای همراهیات را ندانستیم و به همین دلیل جان و دنیایمان را از دست دادیم.
چون شکر در آب و موم از آفتاب
در فراق روی تو بگداختیم
هوش مصنوعی: ما در دوری از چهره تو مانند شکر در آب و موم زیر نور آفتاب ذوب شدیم.
تا تو شمشیر جفا برداشتی
ما سپر در روی آب انداختیم
هوش مصنوعی: وقتی تو به ما ظلم کنی و ما را مورد آزار قرار دهی، ما خود را برای دفاع آماده کرده و تلاش میکنیم که در برابر سختیها مقاومت کنیم.
آتشی در خرمن ما زد غمت
با وجود سوختن درساختیم
هوش مصنوعی: غم تو همیشه مثل آتش در دل ما شعلهور است، حتی با وجود سوختن و آسیب دیدن، ما سعی کردهایم که به زندگی ادامه دهیم و از آن برخیزیم.
در چنین حالی که ما را رو نمود
دوستان از دشمنان نشناختیم
هوش مصنوعی: در چنین شرایطی که دوستان ما را آشکار کردند، نتوانستیم بین دوستان و دشمنان تمایز قائل شویم.
ای بسا اسب وفا کاندر جهان
در پی مهر و وفایش تاختیم
هوش مصنوعی: بسیاری از اسبهای وفادار در جهان وجود دارند که ما به دنبال محبت و وفای آنها به جست و جویشان رفتهایم.
چون خیالش درنمیگنجد به چشم
خانه دل را بدو پرداختیم
هوش مصنوعی: زمانی که تصویر او در ذهنم جا نمیگیرد، تصمیم میگیرم که دل و جانم را به او بسپارم.