برگردان به زبان ساده
داری دلا خبر تو که دردش دوای ماست
لعل لبان دلکش او آشنای ماست
هوش مصنوعی: تو خبر داری که درد دل ما تنها با حضور او درمان میشود و لبخند زیبا و دلنشینش برای ما آشنا و دلانگیز است.
سروی چو قامت تو ندیدم به راستی
بالا نگویمش صنما کان بلای ماست
هوش مصنوعی: من هیچ سرو بلندی به زیبایی قامت تو ندیدهام، بنابراین جز حقیقت نمیگویم که تو عزیز من بلای جان ما هستی.
گفتم بنه به دیده قدش تا ببوسمش
گفتا سراب چشم تو باری نه جای ماست
هوش مصنوعی: گفتم نگاهم را به قدش بسپارم تا او را ببوسم، اما او پاسخ داد که این تصویر خیالی که در چشمان توست، جای من نیست.
گفتم به وصل گیر شبی دست ما و گفت
سرها ز دست رفته به جایی که پای ماست
هوش مصنوعی: به او گفتم که شب را با هم بگذرانیم و به وصال هم برسیم، اما او جواب داد که دیگر سرها و عقلها در دست ما نیست و ما به جایی رسیدهایم که فقط پاهای ما حضور دارند.
عمریست ما چو خاک به کویت نشستهایم
روزی نگفتهای که جهانی گدای ماست
هوش مصنوعی: ما مدتهاست که مانند خاک به جلوی در تو نشستهایم و تو هرگز نگفتهای که این دنیا برای ما، گدا و نیازمند توست.
گفتم ز دست رفت سرم سرکشی مکن
وصلت اگر به دست فتد خون بهای ماست
هوش مصنوعی: گفتم از اینکه دیوانه شدم، بیخیال باش. اگر به دستت بیفتد، باید بهایی برای عشق ما بپردازی.
گم کردهام به کوی تو بیچاره دل ولی
بوی دو زلف دلکش تو رهنمای ماست
هوش مصنوعی: دل بیچارهام را در کوی تو گم کردهام، اما بوی دو زلف زیبای تو راهنمای ماست.