برگردان به زبان ساده
گر خرامی پیش ما در دیدگان جایت کنم
جان فدای آن دو رخسار مهآسایت کنم
هوش مصنوعی: اگر تو با ناز و ادا به ما بیایی، جایی در دیدگانم برایت میسازم و جانم را فدای آن دو رخسار زیبا و ماهرویت میکنم.
جان چه ارزد دل ندارم گر تو فرمایی سری
دارم امّا بر لب لعل شکرخایت کنم
هوش مصنوعی: زندگی چه ارزشی دارد اگر دل نباشد؟ اگر تو بخواهی، من آمادهام تا جانم را فدای تو کنم، اما به خاطر لبهای شیرین و زیبایت، این کار را نخواهم کرد.
گر مرا دستی بود بر جان خود در عشق تو
یک نظر فرما که چون مردانه در پایت کنم
هوش مصنوعی: اگر بر جان خود تسلط داشتم، در عشق تو فقط یک نگاه به من بینداز تا بتوانم مانند مردان واقعی، در پای تو بیفتم.
سرو چوبین پای در بندست میدانم یقین
نسبت سرو چمن را چون به بالایت کنم
هوش مصنوعی: سرو چوبی در حالی که پایش در قید و بند است را میشناسم. میدانم که نسبت به چمن مثل چه چیزی است، اما چگونه میتوانم بالایت کنم؟
گر به خون ما تو را رایست رایی بس خوشست
گر تو فرمایی جهان را در سر رایت کنم
هوش مصنوعی: اگر به خاطر خون ما، رأی تو خوب و پسندیده است، خوشحال میشوم. اگر تو بگویی، من تمام جهان را زیر پرچم تو قرار میدهم.
در جهان دارایی ما کن ز جور هر کسی
ورنه روز حشر افغان پیش دارایت کنم
هوش مصنوعی: در زندگی باید اموال و داراییهایمان را از ظلم و ستم دیگران حفظ کنیم، وگرنه در روز قیامت از تو خواهش میکنم که حقوقم را به من برگردانی.