برگردان به زبان ساده
من دیده با خیال تو بر هم نمیزنم
بی یاد روح بخش تو یک دم نمیزنم
هوش مصنوعی: من چشمانم را به خاطر تو نمیبندم و هرگز بدون یاد تو یک لحظه هم آرام نمیگیرم.
تا چند خون دل خورم اندر فراق تو
یک دم نفس به عشق تو بی دم نمیزنم
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که به خاطر دوری تو در عذابم و در این حال، حتی یک لحظه هم نمیتوانم بدون عشق تو زندگی کنم.
با آنکه خستهای دل ما را به تیغ هجر
ای نور دیده ناله ز دردم نمیزنم
هوش مصنوعی: با وجودی که تو خستهای، من به خاطر دوریات نمیخواهم از درد خود ناله کنم، ای نور چشمم.
از غم به جان رسید دل مستمند من
آخر ببین که یک دم بی غم نمیزنم
هوش مصنوعی: دل پرناله و غمگین من دیگر از شدت درد به تنگ آمده است، تو هم نگاه کن که چقدر نمیتوانم حتی یک لحظه بدون غم زندگی کنم.
روزی نمیرود که سر خویش حلقهوار
بر درگه وصال تو هر دم نمیزنم
هوش مصنوعی: هر روز نمیگذرد که سرم را به دور درگاه وصالت نگردانم و بر آن در نزنم.
گفتم که همدمم مگر آن نازنین شود
یک دم به عمر خویش به همدم نمیزنم
هوش مصنوعی: گفتم که شاید آن معشوق زیبا به لحظهای برایم همدم شود، اما تا او نیاید، به هیچکس دیگر نزدیک نمیشوم.
گفتم به ریش دل به جهانم تو مرهمی
مرهم تویی و لاف ز مرهم نمیزنم
هوش مصنوعی: به دل گفتم که در این دنیا تو تسکین من هستی و تنها تو میتوانی به من آرامش بدهی. از این رو، من از هیچ ادعایی درباره تسکیندهندگیات صحبت نمیکنم.