برگردان به زبان ساده
تا چند زنی تیغ جفا بر دل ریشم
زین بیش نماندهست مرا طاقت نیشم
هوش مصنوعی: چند وقت باید زخمهای ستم را تحمل کنم؟ دیگر طاقت تحمل درد و رنج را ندارم.
رحمی بکن و بر من دل خسته ببخشای
وز دل نمک جور از این بیش مریشم
هوش مصنوعی: لطفاً کمی به من رحم کن و دل خستهام را ببخش. دیگر توان ندارم از دل پر از غم و درد، جراحتهای بیشتری را تحمل کنم.
دل را به غم عشق رخت دادم و عمریست
تا از غم دیدار تو بیگانه ز خویشم
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق، دل خود را به غم سپردم و سالهاست که به خاطر دوری از تو از خودم بیخبر هستم.
مهرم به دلت کم شد و عشقت به دلم بیش
غافل مشو ای دوست چنین از کم و بیشم
هوش مصنوعی: دوست عزیز، محبت تو در قلبم کمتر شده، اما عشق من به تو بیشتر شده است. پس فراموش نکن که احساسات من نسبت به تو، هرچند که آنها کم و بیش میشوند، همچنان باقی است.
استاد غم عشق تو را نیست جز این کار
کاو نقش خیال تو نهادهست به پیشم
هوش مصنوعی: استاد من هیچ کاری جز این ندارد که غم عشق تو را تحمل کند، زیرا او فقط تصویر خیال تو را در مقابل من قرار داده است.
روی تو مرا قبله و ابروی تو محراب
اینست همه دینم و آنست همه کیشم
هوش مصنوعی: چهره تو برای من همچون قبلهای است که به سوی آن نماز میخوانم و ابروی تو مانند محرابی است که به آن توجه دارم. این عشق، تمام ایمان و باور من است و تمامی اصول دین من را تشکیل میدهد.
ملجای جهان نیست بجز درگه لطفت
زنهار به خواری تو مران از در خویشم
هوش مصنوعی: به جز درگاه مهربانی تو، هیچ پناهگاهی در این جهان وجود ندارد. پس مراقب باش که به خاطر نافرمانی و بیاحترامی مرا از در خود طرد نکنی.