برگردان به زبان ساده
دوش میرفت دوش بر دوشم
زد بُطر آن مه کله پوشم
هوش مصنوعی: دیشب وقتی که میرفتم، بطر یا شیشهای که در دست داشتم به شانهام برخورد کرد و یاد آن دختر زیبا که پوششی بر سر داشت، افتادم.
صبحگاهش به خواب میدیدم
که به ناز آمدی در آغوشم
هوش مصنوعی: صبح زود در خواب دیدم که با ناز به آغوش من آمدی.
آنچنان بی خبر شدم در خواب
که هنوز از خیال مدهوشم
هوش مصنوعی: چنان غرق خواب شدم که هنوز از خیال و تصورات خوابینم به حالت سرگیجه و بیخبری هستم.
چه می است اینکه عشق او درداد
که به بویی ز دل بشد هوشم
هوش مصنوعی: عشق او چنان تأثیری در من گذاشته است که بوی آن باعث شده من از حال خودم بیخبر شوم و هوش و حواسم را از دست بدهم.
گر مرا یاد ناوری هرگز
نشود یاد تو فراموشم
هوش مصنوعی: اگر همیشه به یاد قهرمانیام باشم، هرگز یاد تو را فراموش نخواهم کرد.
چند مهرت نهان کنم از خلق
چند آتش به زیر نی پوشم
هوش مصنوعی: چند بار باید محبتهایم را از دیگران پنهان کنم و چندین آتش درون خود را به طور مخفی حفظ کنم؟
گر بدانی که در غم هجرت
چه قدحهای زهر مینوشم
هوش مصنوعی: اگر بدانی که در درد فراق و جدایی تا چه اندازه زهر و تلخی را تحمل میکنم و مینوشم، متوجه عمق غم و عذاب من خواهی شد.
هم ترّحم کنی به حال جهان
نکنی عاقبت فراموشم
هوش مصنوعی: اگر به حال دنیا رحم کنی یا نه، در نهایت فراموشم خواهی کرد.