برگردان به زبان ساده
بگذر از خاور و افسونی افرنگ مشو
که نیرزد به جوی اینهمه دیرینه و نو
هوش مصنوعی: از سرزمین شرقی و جادوگری غربی فراتر برو و دلبسته نشو، چرا که هیچکدام به ارزش این همه تاریخ و نوآوری نمیارزد.
چون پرکاه که در رهگذر باد افتاد
رفت اسکندر و دارا و قباد و خسرو
هوش مصنوعی: مانند پرکاهی که در باد پرتاب میشود، رفتند اسکندر، دارا، قباد و خسرو.
زندگی انجمن آرا و نگهدار خود است
ایکه در قافله ئی بی همه شو با همه رو
هوش مصنوعی: زندگی مانند جمعی از افراد است که هر کس در آن نقش خود را دارد. در این مسیر، باید با همه در تعامل بود و به جلو حرکت کرد، حتی اگر در جمع خود کسی را نبینی.
تو فروزنده تر از مهر منیر آمده ئی
آنچنان زی که بهر ذره رسانی پرتو
هوش مصنوعی: تو روشنتر از خورشید درخشان آمدهای، به گونهای که نور تو به هر ذرهای میرسد.
آن نگینی که تو با اهرمنان باخته ئی
هم به جبریل امینی نتوان کرد گرو
هوش مصنوعی: آن سنگ قیمتی که تو با اهریمنان و با شیطنتها از دست دادهای، حتی با جبریلِ امین نیز نمیتوان برگرداند.
از تنک جامی ما میکده رسوا گردید
شیشه ئی گیر و حکیمانه بیاشام و برو
هوش مصنوعی: از شراب ما که در ظرفی کوچک قرار دارد، میکده به آشفتگی افتاد. یک شیشه بگیر و با حکمت بنوش و سپس به راهت ادامه بده.