برگردان به زبان ساده
ترا نادان امید غمگساریها ز افرنگ است
دل شاهین نسوزد بهر آن مرغی که در چنگ است
هوش مصنوعی: امید نداشته باش که از غرب (افرنگ) کسی برایت دلداری دهد، زیرا دل شاهین به خاطر آن پرندهای که در چنگ آمده، نمیسوزد.
پشیمان شو اگر لعلی ز میراث پدر خواهی
کجا عیش برون آوردن لعلی که در سنگ است
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از میراث پدرت بهرهبرداری کنی، باید پشیمان شوی. لالی که در سنگ است، نمیتواند شادی و خوشی را بیرون بیاورد.
سخن از بود و نابود جهان با من چه میگوئی
من این دانم که من هستم ندانم این چه نیرنگ است
هوش مصنوعی: در مورد وجود و عدم جهان با من صحبت نکن، من فقط میدانم که هستم و نمیدانم این چه بازی پیچیدهای است.
درین میخانه هر مینا ز بیم محتسب لرزد
مگر یک شیشهٔ عاشق که از وی لرزه بر سنگ است
هوش مصنوعی: در این میخانه، هر ظرف شرابی به خاطر ترس از نگهبان قانون میلرزد، اما یک شیشهٔ عشق است که با وجود همهی این خطرات، لرزشی بر سنگ دارد و حضورش محسوس و قوی است.
خودی را پرده میگوئی بگو من با تو این گویم
مزن این پرده را چاکی که دامان نگه تنگ است
هوش مصنوعی: خود را از دیگران جدا نکن و احساس نکن که با تو تفاوت دارد. من به تو میگویم که هرگز پردههای پنهانی را نمیزنم، زیرا در نهایت، همه چیز به هم وابسته است و باید به هم نزدیک باشیم.
کهن شاخی که زیر سایه او پر بر آوردیی
چو برگش ریخت از وی آشیان برداشتن ننگ است
هوش مصنوعی: زمانی که شما در زیر سایه یک درخت بزرگ و کهن رشد کردهاید و از برکات آن بهرهمند شدهاید، بیاحترامی و ننگ است که وقتی آن درخت خشک شد، از آن دور شوید و آشیانهتان را ترک کنید.
غزل آن گو که فطرت ساز خود را پرده گرداند
چه آید زان غزل خوانی که با فطرت هماهنگ است
هوش مصنوعی: غزل را به گونهای بگو که مطابق با فطرت و ذات خودت باشد؛ چه فایدهای دارد از خواندن غزلی که با فطرت تو هماهنگ نیست؟