برگردان به زبان ساده
هر دم ز پس پرده دل و دین بربائی
ای وای گر از پرده تجلی بنمائی
هوش مصنوعی: هر لحظه از پشت پردهای که بر دل و دین سایه انداخته، چیزی را میربایی. ای کاش اگر خود را نمایان کنی، چه حالتی پیدا میشود!
تا هیچکسی از تو خبردار نگردد
هر دم بلباس دگر ای دوست برآئی
هوش مصنوعی: ای دوست، همیشه در حال تغییر ظاهر باش تا هیچکس از وجود تو باخبر نشود.
گفتی چو نقابی بگشائی همه سوزند
من سوخته آنکه نقابی نگشائی
هوش مصنوعی: وقتی گفتی که اگر پردهات را کنار بزنی، همه خواهند سوخت، من در درد سوختگیام که تو هرگز پردهات را کنار نزدی.
چون لاله جگر سوخته از داغ فراقم
ای گل که از این غنچه صد تو بدرآئی
هوش مصنوعی: من مانند لالهای هستم که از غم جدایی دلم سوخته است. ای گل، تو از این غنچه هزاران بار به دنیا خواهی آمد.
تو شاه جهانی و جهانی بتو محتاج
بر درگه تو پیشه من، هست گدائی
هوش مصنوعی: تو فرمانروای این عالم هستی و همهٔ جهان به تو نیازمند است، من در آستانت به نیابت خود، به فقر و گدایی مشغولم.
نشگفت گرت میل جدائی بود از من
جان را بود آری ز بدن رسم جدائی
هوش مصنوعی: اگر واقعاً تمایل به جدایی از من داری، بگذار جانم از تنم جدا شود، زیرا جدایی از تو به معنای جدایی جان است.
پارینه حسین از قدمت داشت صفائی
ای یار وفا پیشه ام امسال کجائی
هوش مصنوعی: سالهای گذشته حسین به خاطر قدمت و مقامش دارای زیبایی و صفا بود. ای دوستم که به وفا شهره هستی، امسال کجا هستی؟