برگردان به زبان ساده
خرم از درد توام زانرو که درمانم توئی
رفتی از چشمم ولی پیوسته در جانم توئی
هوش مصنوعی: من از درد تو خوشحالم چون تو تنها درمان منی. اگرچه از نظر دور شدهای، اما همیشه در دل و جانم حضور داری.
آشکارا درد دل پیش تو گفتن روی نیست
زانکه من پروانه ام شمع شبستانم توئی
هوش مصنوعی: درد دل خود را به راحتی نمیتوانم پیش تو بازگو کنم، زیرا من همچون پروانهای هستم که شمع شبستان تو هستی و نگران سوختن خودم هستم.
بی گل رویت اگر چون ابر گریم عیب نیست
من چو یعقوب حزینم ماه کنعانم توئی
هوش مصنوعی: اگر بی وجود تو به مانند ابر اشک بریزم، اشکالی ندارد، زیرا من همچون یعقوب غمگین هستم و تو هم همانند شاهزادهای باBeauty در سرزمین کنعان هستی.
با لب میگون و چشم پرخمار خویشتن
آنکه هردم میکند سرمست و حیرانم توئی
هوش مصنوعی: با لبانی شیرین و چشمان خوابآلود، تو کسی هستی که هر لحظه من را سرمست و گیج میکنی.
جان من هنگام خاموشی چو جانی در دلم
وقت ناله چون نفس همراه افغانم توئی
هوش مصنوعی: در لحظههای سکوت و خاموشی، جان من به اندازهای از تو پر است که در دل، هنگام ناله و گریه، تو همانند نفسی هستی که با آوای من همراهی میکنی.
در پس هر پرده آنکو فتنه ها انگیختی
گرچه پنهان میکنی پیدا و پنهانم توئی
هوش مصنوعی: هر چند که تو خود را پنهان میکنی و سعی میکنی از مشکلات دوری کنی، اما من میدانم که تو پشت هر بحران و فتنهای که به وجود آوردهای، قرار داری. حضور تو در این مسائل برای من روشن است.
خواه چون چنگم نواز و خواه چون عودم بسوز
من غلام بنده فرمان شاه و سلطانم توئی
هوش مصنوعی: خواه مانند چنگ من را نوازش کنی، یا همانند عود بسوزانی، من بنده و غلام دستورات تو هستم، تو شاه و سلطان منی.
تا حیات تازه از عشق تو یابم چون حسین
جان فدایت میکنم ای آنکه جانانم توئی
هوش مصنوعی: میخواهم از عشق تو زندگی تازهای بگیرم و مانند حسین، جانم را برای تو فدای میکنم ای کسی که محبوب من هستی.