برگردان به زبان ساده
اگر شبی ز جمالت نقاب بگشائی
بچهره خلوت عشاق را بیارائی
هوش مصنوعی: اگر یک شب زیباییات را آشکار کنی، چهره عاشقان را با زیباییات زیباتر میکنی.
ز عید رسمی مردم چه حاصل است مرا
خجسته عید من آندم که روی بگشائی
هوش مصنوعی: از جشنهای رسمی مردم چه سودی برای من دارد؛ عید واقعی من زمانی است که تو چهرهات را به روی من باز کنی.
اگر کشش نکند جذبه عنایت تو
چه سود کوشش آشفتگان شیدائی
هوش مصنوعی: اگر جاذبه عشق تو وجود نداشته باشد، تلاش عاشقانی که در حیرت و شورند، هیچ فایدهای نخواهد داشت.
برفت تا تو برفتی فروغ صحبت ما
بیا بیا که تو خورشید مجلس آرائی
هوش مصنوعی: رفتی و نور محبت ما نیز رفت. بیا و برگرد تا مجلس ما دوباره روشن شود، چون تو که خورشید دلهای ما هستی.
چه طرفه ای تو که یکدم شکیب نیست مرا
که را ز جان گرامی بود شکیبائی
هوش مصنوعی: تو چه موجود عجیبی هستی که من نمیتوانم حتی برای لحظهای شکیبا بمانم، در حالی که جان عزیزم برای شکیبایی قیمت دارد.
ز چشم مردم صورت پرست پنهانی
ولیک در نظر اهل دل هویدائی
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که برخی افراد در ظاهر خود را با دیدگاههای عمومی و سلیقههای مردم سازگار میسازند و از دیگران پنهان میمانند. اما برای آنهایی که دل و درک عمیقتری دارند، واقعیّت آنها و احساساتشان به وضوح جلوهگر است. به عبارتی، در آشکار و پنهان بودن انسانها، تفاوتهایی وجود دارد که فقط افراد باظرفیت میتوانند آن را ببینند.
دلا برای تماشا بهر طرف منگر
نگر بخویش که تو جان هر تماشائی
هوش مصنوعی: ای دل، به هیچ سو ننگر، فقط به خودت نگاه کن، زیرا تو جان و روح تمام تماشاگران هستی.
تو قطره ای که جدا گشته ای ز جوشش بحر
درآ ببحر که گه موج و گاه دریائی
هوش مصنوعی: تو بخشی از دریا هستی که به دلیل جوشش آن جدا شدهای. به دریا برگرد و دوباره به آن بپیوند که گاهی مثل موج هستی و گاهی مثل دریا.
چو نور چشم حسینی چگونه نشناسد
بهر لباس که ای نازنین برون آئی
هوش مصنوعی: چگونه میتواند نور چشمان حسین به دلیل لباسی که بر تن داری تو را نشناسد، ای عزیز وقتی که بیرون میآیی؟