برگردان به زبان ساده
ای که در اقلیم دلها حاکم و سلطان توئی
جمله عالم یک تن تنها و در وی جان توئی
هوش مصنوعی: ای کسی که در سرزمین دلها ruler و صاحب قدرتی، تمام دنیا در نظر تو مانند یک شخص است و در آن وجود تو را میبینیم.
از که جویم انس دل چون مونس جان یاد تست
با که گویم درد خود هم غایت درمان توئی
هوش مصنوعی: من به دنبال همدم و مونس دل هستم، زیرا یاد تو برایم بسیار عزیز است. نمیدانم با چه کسی درد دل خود را بگویم، چون تویی که نهایت درمان آلام منی.
گر لب از گفتار بندم هم توئی اندیشه ام
ور بنالم از فراقت همدم افغان توئی
هوش مصنوعی: اگر زبانم را از گفتن ببندم، تو همچنان در ذهن من هستی و اگر از دوریات نالیدم، تو همدم اندوه من هستی.
پرده ها انگیختی بر خلق بهر احتجاب
در پس هر پرده دیدم شاهد پنهان توئی
هوش مصنوعی: تو با کشیدن پردهها، مردم را به مخفیکاری و پنهان شدن واداشتی؛ اما در پس هر پردهای که افتاده، من شاهدی رازآلود از تو دیدم.
قدرتت چوگان و عالم گوی و میدان لامکان
فارس چابک سوار شاهد میدان توئی
هوش مصنوعی: قدرت تو مانند چوگان است و جهان، میدانی بدون مکان. تو مانند سوار چابکی در دنیای کارزار حضور داری و شاهد آنجا هستی.
آن و این گفتن مرا عمری حجاب راه بود
چون گشادی چشم من دیدم که این و آن توئی
هوش مصنوعی: گفتن از این و آن برای من مانند پردهای بود که بر سر راهم افتاده بود. اما وقتی چشمانم را باز کردم، دیدم که هر آنچه هستی، خود تویی.
گرچه ویران شد دل عاشق ز دردت باک نیست
گنج پنهان چون در آن کنج دل پنهان توئی
هوش مصنوعی: اگرچه دل عاشق به خاطر دردهای تو شکسته و ویران شده، اما نگران نیستم، زیرا در دل من گنجینهای پنهان است و آن تو هستی که در اعماق دل من نهفتهای.
عاشق و معشوق را ای عشق با تو کار نیست
ناله یعقوب و حسن یوسف کنعان توئی
هوش مصنوعی: عاشق و معشوق به عشق نیاز ندارند، زیرا تو همانند یک داستان عاشقانه آنها هستی. تو بیانگر ناله یعقوب و زیبایی حسن یوسف در سرزمین کنعان هستی.
جان رنجور حسین از تو شفا دارد امید
ای خدایی که مفرحبخش رنجوران توئی
هوش مصنوعی: حسین که در حال تحمل رنج و درد است، از تو، ای خدایی که مایه آرامش و شادابی دلهای رنجور هستی، امید به بهبودی دارد.