برگردان به زبان ساده
با درد غم عشق تو درمان نشناسم
آشفته یارم سر و سامان نشناسم
هوش مصنوعی: من برای درد و غم عشق تو هیچ درمانی نمیشناسم و در حالتی آشفته هستم که نمیتوانم به آرامش برسم.
جان و دل من سوخته آتش عشق است
من سوخته دل روضه رضوان نشناسم
هوش مصنوعی: جان و دل من به خاطر عشق در آتش سوخته است و من که قلبم سوخته، از بهشت رضوان بیخبرم.
من طوطی شکر شکن مجلس انسم
بلبل چو نیم باغ و گلستان نشناسم
هوش مصنوعی: من مانند طوطیِ شیرینزبان این مجلس هستم، اما بلبل که در باغ و گلستان زندگی میکند، مرا نمیشناسد.
شادی طلبان از غم جانان بگریزند
من شادی جان جز غم جانان نشناسم
هوش مصنوعی: کسانی که به دنبال شادی هستند، از غم معشوق فرار میکنند، اما من هیچ شادیای جز غم معشوق را نمیشناسم.
پروانه صفت سوختن طایر جان را
چون عارض تو شمع شبستان نشناسم
هوش مصنوعی: من نمیتوانم پرندهای که روحش مانند پروانه میسوزد را بشناسم، چرا که تو مانند شمعی در تاریکی شبستان هستی.
عمریست که در روضه جان ایگل خندان
جز قامت تو سرو خرامان نشناسم
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که در باغ دل، جز تو که مانند سرو خوش قامت و با وقار هستی، کسی را شاد و خندان نمیشناسم.
جز موی سمن سای تو در روی دلارام
اندر شب تیره مه تابان نشناسم
هوش مصنوعی: به جز موهای خوش بوی و خوشفرم تو در چهره محبوبم، در شبهای تاریک، ماه را هم نمیشناسم.
عشقست کز او زنده جاوید شود جان
جز عشق دگر چشمه حیوان نشناسم
هوش مصنوعی: عشق است که باعث میشود روح انسان به زندگی ابدی برسد و جز عشق هیچ چیز دیگری را که زندگیبخش باشد نمیشناسم.
گفتی که حسین از همه کس سینه بپرداز
والله که در او غیر تو ای جان نشناسم
هوش مصنوعی: گفتی حسین به کسی دیگر توجه نمیکند، اما من قسم میخورم که جز تو، ای دوست، هیچکس را نمیشناسم.