برگردان به زبان ساده
شبی اگر بکشد درد آرزوی توام
نسیم صبح دهد زندگی ببوی توام
هوش مصنوعی: اگر شبی دردی از آرزوهایم از تو بکشید، صبح نسیم زندگی را به بوی تو میآورم.
تن از هوای لحد خاک تیره گشت و هنوز
ز دل نمیرود ای جان هوای روی توام
هوش مصنوعی: بدن من به خاطر فضای خاکی قبر تیره و بیروح شده، اما هنوز از دل من یاد تو نمیرود، ای جان، که همیشه به دیدن تو آرزومندم.
مرا چه زهره که لاف از غلامی تو زنم
غلام حلقه بگوش سگان کوی توام
هوش مصنوعی: من چه جراتی دارم که از غلامی تو سخن بگویم، من بندهای هستم که تنها به پای سگهای کوی تو میافتم.
در آن امید که روزی وصال دریابم
گذشت عمر گرامی بجستجوی توام
هوش مصنوعی: در انتظار آن هستم که روزی به وصالت برسم و عمر گرانبهایم را در جستجوی تو گذراندهام.
کشان کشان ببهشتم برند و من نروم
که دل نمیکشد ای دوست جز بسوی توام
هوش مصنوعی: دوست من، آنها مرا به بهشت میبرند، اما من نمیتوانم بروم زیرا تنها دل من به سوی تو کشش دارد.
حدیث جنت و دوزخ کنند مردم لیک
مرا از آن چه خبر چون بگفتگوی توام
هوش مصنوعی: مردم درباره بهشت و جهنم صحبت میکنند، اما من از آنچه که در مورد این موضوع گفته میشود، چیزی نمیدانم وقتی که درگفتگو با تو هستم.
در آرزوی تو عمرم گذشت همچو حسین
هنوز واله و شیدا از آرزوی توام
هوش مصنوعی: عمر من در انتظار تو سپری شد، مانند حسین که او نیز در آرزوی توست و هنوز هم دلش به شوق تو میتپد.