برگردان به زبان ساده
شکیبم از رخ جانان نمی شود چکنم
جدا شدن ز تو ای جان نمی شود چکنم
هوش مصنوعی: من نمیتوانم بدون تو تاب بیاورم، جدایی از تو ای محبوب برای من امکانپذیر نیست.
شراب اشک و کباب جگر مهیا شد
ولی خیال تو مهمان نمی شود چکنم
هوش مصنوعی: شراب و غذا برای پذیرایی آماده شده، اما خیالت در مهمانی حاضر نمیشود. نمیدانم چه باید بکنم.
هزار جهد نمودم که راز نگشایم
ز دست دیده گریان نمی شود چکنم
هوش مصنوعی: سعی بسیار کردم که راز دلم را فاش نکنم، اما از چشمانم که اشک میریزد، نمیتوانم چیزی پنهان کنم.
بر آن شدم که دگر آه آتشین نزنم
ز سوز سینه بریان نمی شود چکنم
هوش مصنوعی: تصمیم گرفتم که دیگر از دل سوختهام ناله و آه نزنم؛ زیرا سینهام از آتش عشق به شدت میسوزد و نمیدانم باید چه کار کنم.
میسرم نشود سر عشق پوشیدن
فروغ مهر چو پنهان نمی شود چکنم
هوش مصنوعی: اگر نتوانم عشق را پنهان کنم، چگونه میتوانم انتظار داشته باشم که نور محبت همچنان پنهان بماند؟
بصد نیاز دهم جان برای عشوه و ناز
چو این معامله آسان نمی شود چکنم
هوش مصنوعی: با داشتن صدها نیاز، جانم را برای زیبایی و دلربایی تقدیم میکنم، چرا که چنین معاملهای آسان نیست و نمیدانم چه باید بکنم.
دوای درد دل خود ز من مجوی حسین
علاج عشق بدرمان نمی شود چکنم
هوش مصنوعی: از من درمان درد دل خود را نخواه، حسین. عشق مرا نمیتواند درمان کند، پس من چه کار کنم؟