برگردان به زبان ساده
ما بار تن ز کوی وصال تو می بریم
وز بهر توشه عشق جمال تو میبریم
هوش مصنوعی: ما از عشق و محبت تو بار سنگینی به دوش داریم و برای به دست آوردن زیبایی تو راهی را میپیماییم.
تا دوست را ز دوست بود یادگارئی
دل با تو میدهیم و خیال تو میبریم
هوش مصنوعی: برای تو یادگاری از دوستی میگذاریم و در عوض، خیال تو را در دل خود نگه میداریم.
دلهای ما بدام بلا میشود اسیر
هردم که نام دانه خال تو میبریم
هوش مصنوعی: دلهای ما هر بار که نام دانه خال تو را میبریم، در دام بلا گرفتار میشود.
چون مصریان بضاعت ما تنگ شکر است
زیرا که نکته ای ز مقال تو میبریم
هوش مصنوعی: ما به دلیل محدودیتهای مالیمان نمیتوانیم به خوبی از دستاوردهای تو بهرهبرداری کنیم، زیرا تنها نکتههایی از سخنان تو را درک میکنیم.
مانند خضر چاشنی چشمه حیات
از لفظ همچو آب زلال تو میبریم
هوش مصنوعی: مانند خضر، که در افسانهها به عنوان راهنمای حیات و دانایی مشهور است، ما از کلام تو که همچون آب زلال است، شیرینی و طراوت میگیریم.
ننگ وجود خویشتن از روی مسکنت
از خاک آستان جلال تو میبریم
هوش مصنوعی: من به خاطر حقارت و ضعف وجود خودم، شرمندهام و احساس حقارت میکنم، بنابراین از روی خاک درگاه جلال و عظمت تو خجالت میکشم و میخواهم از آن دور شوم.
جانا حسین هست مقیم درت ولیک
بار بدن ز بیم ملال تو می بریم
هوش مصنوعی: ای جانا، حسین در خانهات ساکن است، اما به خاطر نگرانیهایمان، باری از غم و اندوه را همراه میبریم.