برگردان به زبان ساده
ای از فروغ روی تو روشن سرای چشم
وی خاک آستان درت توتیای چشم
هوش مصنوعی: ای کسی که روشنی چهرهات چشمانم را روشن کرده است، من همچنان در درگاه تو مانند چشمانداز و زیباییام، درخشان و شگفتانگیزم.
بیگانه ز آشنایم و از خویش بیخبر
تا شد خیال روی توام آشنای چشم
هوش مصنوعی: من از آشنایان بیگانهام و از خودم هم بیخبرم. وقتی که خیال نگاه تو به سراغم آمد، ناگهان یاد آشنایی افتادم.
رفتی ز پیش چشم و نشستی درون دل
گوئی گرفت خاطرت از تنگنای چشم
هوش مصنوعی: تو از جلوی چشمم رفتی، اما در دل من همواره هستی. انگار نگرانیات از تنگی نگاه من تو را در دل من جای داده است.
شبهای تیره ره بحریمت نبرد می
گر نیستی فروغ رخت رهنمای چشم
هوش مصنوعی: اگر در شبهای تار، نور صورتت در دسترس نباشد، راهی به سوی محبوب و معشوق نخواهیم داشت.
بهر نثار پای خیال تو روز و شب
پر در و گوهر است مرا درجهای چشم
هوش مصنوعی: هر لحظه و در هر زمانی، به خاطر عشق و خیالت، برایم ارزشمند و گرانبهاست و چشمانم همواره به دنبال توست.
گر خون چشم من غم تو ریخت باک نیست
شادم بدین که داد لبت خونبهای چشم
هوش مصنوعی: اگر اشک چشمم به خاطر غمت بریزد، مهم نیست؛ من خوشحالم که لبانت به من خون بهای اشکهایم را دادهاند.
تا آتش دلم بخیال تو کم رسد
پیوسته آب میزنم اندر فضای چشم
هوش مصنوعی: برای کاهش آتش دل خود از یاد تو، همواره در فضای چشمانم آب میریزم.
در رهگذار سیل فنا پایدار نیست
زانرو فتاده است خلل در بنای چشم
هوش مصنوعی: در مسیر زندگی، هیچ چیز دائمی و پایدار نیست و به همین خاطر، خلل و مشکلاتی در بینایی ما به وجود آمده است.
کحل است خاکپای تو ای حوروش کز او
دارد حسین خسته امید شفای چشم
هوش مصنوعی: ای حوروش، خاک پای تو مانند کحل است و حسین که خسته و ناتوان است، از آن خاک انتظار بهبودی چشمانش را دارد.