برگردان به زبان ساده
دو دیده بر سر راه امید میدارم
که کی بود که رسد قاصدی ز دلدارم
هوش مصنوعی: دو چشمم را به امید نگه داشتهام تا ببینم کی خبررسانی از طرف محبوبم میرسد.
کراست زهره که آرد ز یار من خبری
و یا ز من ببرد خدمتی سوی یارم
هوش مصنوعی: کیست که جرات داشته باشد از محبوب من خبری بیاورد یا پیامی از من به او برساند؟
چگونه نامه نویسم بخدمت تو که من
ز بیم مدعیان دم زدن نمی آرم
هوش مصنوعی: چطور میتوانم برایت نامهای بنویسم در حالی که از ترس مدعیان نمیتوانم حتی حرفی بزنم؟
ز خون دیده شود روی زرد من گلگون
شب فراق چو از روز وصل یاد آرم
هوش مصنوعی: چشمان من پر از اشک است و دلم به شدت غمگین است. در شبهای جدایی، یاد روزهای وصال برایم مانند گلی سرخ است که بر چهره زرد و نگران من مینشیند.
اگر کشند مرا دشمنان بجور و جفا
من آن نیم که دل از مهر دوست بردارم
هوش مصنوعی: هرگاه دشمنانم با ظلم و ستم به جانم بیفتند، من هرگز آنقدر ضعیف نیستم که محبت دوست را از دل بزنم.
چه کردم ای صنم بیوفا چه دیدستی
ز من که رفتی و ماندی به زاری زارم
هوش مصنوعی: ای معشوق بیوفا، چه کردهام که تو از من رفتهای و در حال گریه و زاری به حال من نگریستهای؟