برگردان به زبان ساده
تیر و کمان گرفتهای، سوی شکار میروی
صید تواند عالمی، بهر چه کار میروی؟
هوش مصنوعی: تو با تیر و کمان آماده شکار هستی، اما جهانی برای صید وجود دارد. پس برای چه هدفی به راه افتادهای؟
جانب صیدگه شدی، همره خویش بر مرا
بیسگ خویشتن مرو، چون به شکار میروی
هوش مصنوعی: به منطقه شکار رفتهای، اما همراه خودت بدون سگ نرو، هنگامی که به شکار میروی.
وه! چه سوار طرفهای! کز سر مهر پیش تو
چرخ پیاده میرود چون تو سوار میروی
هوش مصنوعی: به چه سواری توجه کن! به خاطر علاقه و محبت تو، چرخ زمان هم مثل یک پیاده در مقابل تو حرکت میکند، درحالی که تو با قدرت و شکوه سوار هستی.
چون گذری به چشم من بر مژهها قدم منه
چند به پای همچو گل بر سر خار میروی؟
هوش مصنوعی: وقتی که از جلوی چشم من میگذری، پاهایت را بر مژههایم نگذار. چرا که مانند گلی که بر روی خار رشد میکند، تو هم به سمت آسیب میروی؟
شد تن زار من چو خس، بهر خدا، تو ای صبا
همره خود ببر مرا، گر بر یار میروی
هوش مصنوعی: بدن من همچون علفی بیمار شده است، لطفاً ای نسیم، مرا با خود ببر، اگر به سوی یار میروی.
ای دل خاکسار من، کی تو به گرد او رسی؟
کز پی بادپای او همچو غبار میروی
هوش مصنوعی: ای دل فروتن من، چه زمانی به گرد پای او خواهی رسید؟ تو همچون غباری هستی که در پی باد حرکت میکنی.
یار چو بر قفای خود هیچ نگه نمیکند
چند، هلالی، از پیش بیخود و زار میروی؟
هوش مصنوعی: عزیزم، وقتی که او به پشت سرش نگاه نمیکند، چرا تو در حال رفتن به جلو اینقدر بیخود و غمگینی؟