برگردان به زبان ساده
ز روی ناز و حیا منعم از نیاز کنی
نیازمند توام، گر هزار ناز کنی
هوش مصنوعی: اگر چه با زیبایی و حیا خود مرا از درخواست محروم کردهای، من به تو نیاز دارم و حتی اگر هزار بار هم ناز کنی، باز هم به تو نیازمندم.
گهی که جانب احباب چشم باز کنی
بهر نیاز که بینی هزار ناز کنی
هوش مصنوعی: گاهی اوقات وقتی چشمت را به روی دوستانت باز میکنی، برای رفع نیازهایت، میبینی که باید به هزار و یک شیوه خودت را به آنها نزدیک کنی.
همیشه باز کنی چشم لطف سوی کسان
چو گویمت که: مکن، از ستیزه باز کنی
هوش مصنوعی: همیشه به کسانی که به تو مهربانی میکنند نگاه مهربانانهای داشته باش و وقتی به تو میگویم که از درگیری و نزاع دوری کن، به آن توجه کن.
ز پیش دیده ما گر نهان شدی چه عجب؟
فرشته خویی و از مردم احتراز کنی
هوش مصنوعی: اگر از دید ما دور شوی، چه تعجبی دارد؟ تو که فرشتهای و از مردم فاصله میگیری.
زمان وصل تو عمر منست، وه! چه شود
اگر نشینی و عمر مرا دراز کنی؟
هوش مصنوعی: زمانی که در کنار تو هستم، زندگیام به اوج میرسد. آه، اگر تو بمانی و این عمر را برایم بیشتر کنی، چقدر خوب خواهد شد!
هزار سجده کنی، جان من، بآن نرسد
که بر جنازه مقتول خود نماز کنی
هوش مصنوعی: هرچقدر هم که عبادت کنی، نمیتواند به ارزش این باشد که برای کسی که به ناحق کشته شده، نماز بخوانی.
دلا، زدی نفس گرم و آب شد جگرم
نعوذ بالله، اگر آه جان گداز کنی
هوش مصنوعی: ای دل، تو با نفس گرمت، جانم را به آتش میکشانی و جگرم به درد میآید. نکند اگر آهی بلند بکشی، این درد بیشتر شود!
نیاز خویش، هلالی، بخلق عرضه مده
خوش آنکه روی بدرگاه بی نیاز کنی!
هوش مصنوعی: به نیازها و مشکلات خود نباید خود را به دیگران نشان دهی، چرا که این کار خوشایند نیست. بهتر است که خود را از وابستگی به دیگران آزاد کنی و به جای آن، به خداوندی که بینیاز است، روی بیاوری.