برگردان به زبان ساده
دل خون شد از امید و نشد یار یار من
ای وای! بر من و دل امیدوار من
هوش مصنوعی: دل به شدت آزرده و خونین شده از امیدهایی که به یار داشتم و او هیچ وقت به من نرسید. ای وای! بر من و قلبی که هنوز امیدوار است.
ای سیل اشک، خاک وجودم بباد ده
تا بر دل کسی ننشیند غبار من
هوش مصنوعی: ای سیل اشک، مرا از وجود خود پاک کن تا غباری از من بر دل کسی باقی نماند.
از جور روزگار چه گویم؟ که در فراق
هم روز من سیه شد و هم روزگار من
هوش مصنوعی: در مورد سختیهای زندگی چه بگویم؟ که در نفرت و جدایی، هم روزهای من تیره و تار شد و هم زندگیام به زحمت افتاد.
زین پیش صبر بود دلم را، قرار نیز
یارب، کجا شد آن همه صبر و قرار من؟
هوش مصنوعی: ای خدای من! پیش از این، دل من به صبر آرام بود، اما حالا کجاست آن همه صبر و آرامشی که داشتم؟
نزدیک شد که خانه عمرم شود خراب
رحمی بکن، و گر نه خرابست کار من
هوش مصنوعی: زمانی فرا رسیده که زندگیام در حال فروپاشی است. لطفی کن و به کمکم بیا، و گرنه کار من به نابودی خواهد انجامید.
گفتی: برو، هلالی و صبر اختیار کن
وه! چون کنم؟ که نیست بدست اختیار من
هوش مصنوعی: گفتی برو و صبر کن، اما من چگونه میتوانم این کار را انجام دهم؟ چون چیزی در اختیار من نیست که بخواهم آن را کنترل کنم.