برگردان به زبان ساده
پشت و پناه من بود، دیوار دلبر من
از گریه بر سر افتاد، ای خاک بر سر من!
هوش مصنوعی: دیوار عشق من، که همیشه حامی و protector من بود، به خاطر اشکهایم از بالا به زمین افتاد. وای بر سر من!
لیلی کجا و حسنت؟ مجنون کجا و عشقم؟
نه آن مقابل تو، نه این برابر من
هوش مصنوعی: لیلی و معشوقهاش کجا و عشق من کجا؟ هیچکدام در موقعیت هم نیستند؛ نه تو در جایگاه زیباییات و نه من در جایگاه عشقام.
من مانده دست بر سر از ناله دل خویش
دل مانده پای در گل از دیده تر من
هوش مصنوعی: من با دست بر سر نشستهام و از نالههای دل خود در عذابم، دل من مانند کسی است که در گلی غرق شده و چشمانم پر از اشک است.
خوابم چگونه آید؟ کز چشم و دل همه شب
باشد در آب و آتش بالین و بستر من
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم خواب ببینم وقتی که تمام شب چشم و دل من در آتش و آب غوطهور است و بر بستر من آرام نمیگیرند؟
تاب جفا ندارم، ای وای! اگر ازین پس
ترک ستم نگیرد، ترک ستمگر من
هوش مصنوعی: من دیگر نمیتوانم سختی و بیمهری را تحمل کنم! اگر بعد از این، ستم از جانب تو قطع نشود، من از ستمگری جدا میشوم.
ای باد، اگر ببینی خوبان سرو قد را
عرض نیاز من کن با ناز پرور من
هوش مصنوعی: ای باد، اگر تو خوبان را با قامت بلند میبینی، پیام خواهش من را با ناز و ادب به آنها برسان.
جز کنج غم، هلالی، جای دگر ندارم
من پادشاه عشقم، اینست کشور من
هوش مصنوعی: من تنها در کنج غم جای دیگری ندارم. من پادشاه عشق هستم و اینجا سرزمین من است.