برگردان به زبان ساده
به افسونها، شنیدم بوالهوس را، شاد می کردی
چه می کردم، اگر با او مراهم یاد می کردی؟
هوش مصنوعی: آشنایی با جرم و جادوها، شنیدم که تو با زیباای چشمانتظاری او را خوشحال میکردی. اگر تو هم به یاد من بودی، چه میشد؟
خوشا روزی که هر کس غیر من بودی گرفتارت
به گرد دام، می گرداندی و آزاد می کردی
هوش مصنوعی: ای کاش روزی فرا برسد که اگر کسی غیر از من بود، تو او را به دام خود می انداختی و سپس آزادش می کردی.
به گلشن رفتم و از نونهالان جلوهها دیدم
اگر می آمدی، خون در دل شمشاد می کردی
هوش مصنوعی: به باغ رفتم و زیباییهای جوانهها را مشاهده کردم. اگر تو هم آنجا بودی، دل شمشاد را از غم و اندوه پر میکردی.
زرشک امشب نم دردیده سودی خواب شیرین را
مگر من مرده ام کافسانهٔ فرهاد می کردی؟
هوش مصنوعی: امشب زرشکی که دیدم، به من خوشی و خواب آرام نمیدهد، مگر اینکه من مرده باشم و تو قصهی فرهاد را برایم بگویی؟
چه خاموشی حزین ! آن ناله های دلخراشت کو؟
که در دام و قفس، خون در دل صیاد می کردی
هوش مصنوعی: وقتی که سکوت غمانگیزی حاکم است، دیگر آن نالههای دلخراش کجاست؟ که تو در دام و قفس، قلب صیاد را با زخمهای خودت میآشوبیدی.