برگردان به زبان ساده
کند گردآوری زلفش، دل شوریده بسیاری
که زندان را نباشد بهتر از زنجیر، دیواری
هوش مصنوعی: بافتن زلفهایش دلهای زیاد را به تنگنایی میبرد که زندان بهتر از این زنجیر و دیوار نیست.
تغافل می کند تیغ تو تا کی با رگ جانم؟
ز کفر بی سرانجامم، به جا مانده ست زنّاری
هوش مصنوعی: تا کی باید با تیغ تو غفلت کنم که رگ جانم را میزند؟ از کفر بینتیجهام، همهجا به یادگار مانده است.
خروشی دلخراش از رخنه های سینه می آید
صفیری می سراید در قفس، مرغ گرفتاری
هوش مصنوعی: از دل سینه صدا و نالهای شنیده میشود، مانند فریادی که از درون قفس برمیخیزد و نشاندهندهی درد و رنج یک پرنده گرفتار است.
غبار تربتم، در چشم شیران خاک می ریزد
خدنگی خورده ام از کیش مژگان ستمکاری
هوش مصنوعی: غبار خاک من در چشمان شیران میریزد؛ من نیز تیر غمانگیزی خوردهام که از زیبایی مژگان کسی به من اصابت کرده است.
ز خورشید جهان آرای رخسار نگه سوزش
در آتشخانه ى دل، هر طرف گرم است بازاری
هوش مصنوعی: رخسار زیبا و درخشان او مانند آفتاب، جلوهای دارد که در دل من شعلهور است. در این آتش، هر سوی قلبم مانند بازاری زنده و پرحرارت است.
تپان درخاک و خون، چون نیم بسمل جان گسل دارد
دل آزرده را، بیماری چشم جگر داری
هوش مصنوعی: در دل خاک و خون، در حالتی سخت و دردناک، کسی که جانش را از دست داده، دلش به شدت آزرده است. او مانند کسی که مبتلا به بیماری است، دردی در دل و جگر دارد.
حزین ، آخر زیان عشقبازی، سود می گردد
که بازار نگه، گرم است، با خورشید رخساری
هوش مصنوعی: حزین، در نهایت عشق و عاشقی، ضرر و زیان به همراه دارد و تنها زمانی میتوان از آن سود برد که بازار عشق رونق داشته باشد و چهرهای آفتابی در آن باشد.