برگردان به زبان ساده
ای خستهٔ بی قرار چونی؟
بی مونس و غمگسار چونی؟
هوش مصنوعی: ای دلنگران و بیقرار، حالا چطوری؟ بدون همراه و یار، چه حالی داری؟
یاران چه شدند و دوستداران؟
بی یار، درین دیار چونی؟
هوش مصنوعی: دوستان و یاران کجا رفتند؟ بدون همراه و یار، در این دنیا چگونه میتوان زندگی کرد؟
درگریه نمک نمانده دیگر
ای سینهٔ داغدار، چونی؟
هوش مصنوعی: دیگر در دلتنگی و غم تو چیزی برای گریه باقی نمانده است، ای سینهٔ داغدارت، حالا چطور هستی؟
گردی نرسید از ره یار
ای دیدهٔ انتظار، چونی؟
هوش مصنوعی: ای دیدهٔ انتظار، از جانب یار خبری نرسید، حال تو چگونه است؟
ای مرغ قفس ترانه ات کو؟
بی برگ، درین بهار چونی؟
هوش مصنوعی: ای پرنده در قفس، کجاست آهنگ تو؟ در این بهار که بیبرگ است، حال دل تو چگونه است؟
رفت آنکه طبیب خستگان بود
با درد دل فگار چونی؟
هوش مصنوعی: آن کسی که درد و رنج خستهها را میفهمید و درمانشان میکرد، رفته است. حالا تو با دل پر درد و غم، چگونه میتوانی باشی؟
چون شمع، حزین در آتش دل
با دیدهٔ اشکبار، چونی؟
هوش مصنوعی: مثل شمع که در آتش میسوزد، با دل ناراحت و چشمانی پر از اشک، چگونهای؟