برگردان به زبان ساده
بر هر زمین که جلوه کنی آسمان کنی
می زیبدت که ناز به کون و مکان کنی
هوش مصنوعی: هر جایی که حضور داشته باشی، همانجا به آسمان میرسد و این زیبندهات است که به خودت بنازی و به پدیدههای طبیعی ببالید.
این لطف جلوه ای که ز سرو تو دیده ام
بر خاک اگر گذر فکنی پرنیان کنی
هوش مصنوعی: این زیبایی که از قامت تو دیدهام، اگر بر زمین قدم بگذاری، میتواند همچون پارچهای گرانبها و نرم بر روی خاک پاشیده شود.
هر جا گشایی از پی دل زلف پرشکن
مرغان سدره را همه بی آشیان کنی
هوش مصنوعی: هر کجا که بخواهی دل و زلف خود را رها کنی، باعث میشوی که پرندگان سدره بیخانه و کاشانه شوند.
مشکین شود غزال نگاهت به یک نظر
ای کاش جیب بخت مرا سرمه دان کنی
هوش مصنوعی: چشمان زیبا و دلربایت مانند غزالی رویایی است که اگر به من نگاهی بیندازی، آرزو دارم که شانس و بخت من را مثل سرمه در جیب خودت قرار دهی.
ای عندلیب با تو مرا حقّ صحبت است
خواهم که خاک تربت ما گل فشان کنی
هوش مصنوعی: ای بلبل، من با تو ارتباطی عمیق دارم و دوست دارم که تو بر روی خاک مزار ما گلی بریزی.
دزدد به کام خویش زبان، شمع انجمن
هر جا که شرح قصّهٔ سوز نهان کنی
هوش مصنوعی: هر جا که داستان دلسوزی را برای دیگران تعریف کنی، خودخواهی و فریبکاری را آشکار میسازی.
گردد طراز دامن دشت جنون حزین
خونابه ای که از رگ مژگان روان کنی
هوش مصنوعی: دشت جنون با دامنش پر از زیباییها، تبدیل به محلی میشود که از چشمانت اشکهای دلانگیز و حزنآلود جاری است.