برگردان به زبان ساده
یک نفس نیست که خون در دل شیدا نکنی
آتش آه مرا بادیه پیما نکنی
هوش مصنوعی: در یک لحظه هم نیست که تو به دل عاشق جانی ندهی و آتش ناراحتیام را خاموش نکنی.
می توانی به نگه پاسخ صد مسأله داد
که حوالت به لب لعل شکرخا نکنی
هوش مصنوعی: توانایی پاسخگویی به بسیاری از مسائل را داری، اما اگر به لب شیرین و زیبا نیندیشی، هیچ فایدهای نخواهد داشت.
تا ز دل زمزمهٔ یاصنمی می آید
گوش بر نغمهٔ ناقوس کلیسا نکنی
هوش مصنوعی: وقتی صدای دلنواز عشق به گوش میرسد، نباید به صدای زنگ کلیسا توجهی کنی.
جان فدای تو، نه از تنگی دل می نالم
غم این می کشدم زار که مأوا نکنی
هوش مصنوعی: جانم فدای تو میشود، اما من از دل تنگ و ناراحت نیستم؛ درد این عشق را میکشم و ناله میکنم که مبادا تو نزد من نیایی.
می کند در سر کویت عجب آشوبی دل
سر تمکین تو گردم که تماشا نکنی
هوش مصنوعی: در گوشه خیابان تو، غوغایی برپاست که دل من برای تو رام میشود، اما تو هیچ توجهی به این موضوع نداری.
عاقل انگشت چرا در دهن مار کند؟
دست در حلقهٔ آن زلف چلیپا نکنی
هوش مصنوعی: عاقل هرگز دست خود را در دهن مار نمیبرد، چرا که میداند ممکن است گرفتار شود. همچنین، بهتر است به زلف زیبای محبتی که ممکن است آزاردهنده باشد، نزدیک نشود.
گفته ای دست نگارین کنی از خون حزین
همه امّید دل این است، مبادا نکنی
هوش مصنوعی: تو گفتهای که با دست زیبا و پررنگ خود، دل شادمان را از درد بیتابی پر کن. تنها امید من این است که مبادا این کار را نکنی.