برگردان به زبان ساده
تو و زهد خشک زاهد، من و عشق و می پرستی
تو و عیش و هوشیاری، من و گریه های مستی
هوش مصنوعی: تو در حال انجام عبادتهای خشک و بی روح هستی، در حالی که من در عشق و شوق مینوشم. تو به زندگی با احتیاط و هوشیاری مینگری، اما من در حال غم و اندوه ناشی از سرخوشیها و مستیام.
سر برهمن ندارد، دل بی وفاش نازم
صنمی که برد از دل هوس خداپرستی
هوش مصنوعی: دل بی وفا و بیخبر از محبت، چه افتخاری دارد! من به دوست دلربایی که علاقهاش مرا به سمت عشق و خدایی بودن هدایت کرد، افتخار میکنم.
به ره وفا برآید چه ز بخت کوته ما؟
مژهٔ تو گر به دلها نکند درازدستی
هوش مصنوعی: در مسیر وفا و صداقت، چه انتظاری میتوان داشت با سرنوشت نامساعد ما؟ اگر مژههای تو در دلها نفوذ نکند و تأثیری نگذارد، چه فایدهای دارد؟
ز حیات آنقدر غم بودم که گر بخواهد
در نیستی برآرد دلم از غبار هستی
هوش مصنوعی: به اندازهای از زندگی غمگین بودم که اگر روزی بخواهد وجودم را از بین ببرد، دلم از رنجهای این دنیا به آرامی جدا خواهد شد.
سر همّت تو گردم به حزین خسته جان ریز
ته جرعهٔ نگاهی به زکات می پرستی
هوش مصنوعی: من تمام تلاش و ارادهام را به تو میسپارم، چون که بیتاب و خستهام و فقط یک نگاه از تو مانند نذری برای جانم کافی است.