برگردان به زبان ساده
به جلوه های رسا سرفراز می آیی
مگر ز غارت عمر دراز می آیی
هوش مصنوعی: به زیبایی و جلوههای خیرهکننده میدرخشی، مگر اینکه از عمر طولانیات بهرهبرداری کنی.
ز خون مهر و وفا تیغ ناز غمّاز است
که از کمینگه خیل نیاز می آیی
هوش مصنوعی: تیغ ناز عاطفه و وفا از خون محبت ساخته شده است و تو از جایی که به کمک نیازمندان آمدهای، ظهور کردهای.
به عجز شمع تجلی به خاک می غلتد
تو چون به این رخ طاقت گداز می آیی
هوش مصنوعی: شمع به خاطر ناتوانیاش روی زمین میافتد، اما تو زمانی که با این چهره به من نگاه میکنی، طاقت سرکوب شدن را پیدا میکنی.
گهر به خلوت خاص صدف نمی آید
چنین که در دل اهل نیاز می آیی
هوش مصنوعی: مایههای گرانبها در مکانی خاص و دور از دسترس به راحتی پیدا نمیشوند، مانند آنکه در دل افرادی که واقعاً به آن نیاز دارند، حضور پیدا میکنی.
چو بوی گل همه ساز رهم، قدم بردار
اگر به پرسشم ای چاره ساز می آیی
هوش مصنوعی: وقتی عطر گل همه جا را پر کرده است، اگر میخواهی چارهساز مشکلات من باشی، قدم بردار و به سوی من بیا.
شراب شوق ز خود برده صد بیابانم
تو تا به خلوتم ای مست ناز می آیی
هوش مصنوعی: شراب شور و شوق مرا از خود بیخود کرده و به جستوجوی تو در بیابانها رفتهام. تو همچنان در خلوت من حضور داری و با ناز و عطوفت به سوی من میآیی.
کمند گردن عمر گذشته جلوهٔ توست
به شیوه های خوش ای دلنواز می آیی
هوش مصنوعی: عمر گذشته همچون یک دام است و زیبایی تو در این دام جلوهگر میشود. ای دلنواز، تو با روشهای زیبا و دلپذیر به زندگی من وارد میشوی.
گهی به صورت معنی گهی به پرده لفظ
نهان به گوش دل اهل راز می آیی
هوش مصنوعی: گاهی به صورت واقعی خود ظاهر میشوی و گاهی هم در لابهلای کلمات پنهان میمانی؛ اما در هر حال، به گوش دل افرادی که به رمز و رازها آشنا هستند میرسی.
حزین از آن بت هر جایی آرزو داری
چنین که می روی از خویش و باز می آیی
هوش مصنوعی: حزین، از آن معشوق زیبا هر آرزویی که داری، این طور است که وقتی از خود دور میشوی، دوباره به خود برمیگردی.