برگردان به زبان ساده
من در میان نبودم، دل بود و یار هر دو
از بیخودی به شکرم وز روزگار هر دو
هوش مصنوعی: من در حالتی نبودم، اما دل و یار هر دو به خاطر بیخبری من از وضعیت زندگی شگفتزده شدهاند.
گر پرده سنج عشقی، بگشای گوش و بشنو
گویند یک اناالحق، منصور و دار هر دو
هوش مصنوعی: اگر پردههای عشق را کنار بزنی و به دقت گوش بسپاری، خواهید شنید که کسی میگوید «من حق هستم»، و این حرفی است که موجب صعود منصور و سقوط او میشود.
جرم نکرده ما، تا کی عتاب دارد؟
یکسو کنیم اکنون، ماییم و یار هر دو
هوش مصنوعی: تا کی باید از ما به خاطر گناهی که نکردهایم، سرزنش و توبیخ بشنویم؟ بهتر است امروز این موضوع را کنار بگذاریم و به دوستی و همراهیامان ادامه دهیم.
از سرکشی نکردی، یکبار رنجه ما را
تا شد سفید چشمم در انتظار هر دو
هوش مصنوعی: اگر یک بار به خاطر من زحمت بکشی و به خواستهام پاسخ بدهی، شاید چشمانتظاریام برطرف شود و نگرانیام از بین برود.
آمد ز طرف کویت، صبح ازل نسیمی
بوی تو را گرفتیم، ما و بهار هر دو
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی از سمت کوی تو وزید و بویی از تو را با خود آورد، ما و بهار هر دو این را حس کردیم.
کشتی شکستگانیم در ورطه ای که دارد
طوفان بی قراری، بحر و کنار هر دو
هوش مصنوعی: ما در دریایی طوفانی و بیقرار گیر افتادهایم که در آن کشتی ما شکست خورده است، و از هر سو، هم دریا و هم ساحل به ما فشار میآورند.
زینسان که از تغافل گوش گل است سنگین
یک پرده می سراید زاغ و هزار هر دو
هوش مصنوعی: وقتی که از بیتوجهی گل خوشبو و لطیف در حال غفلت است، در این حال، زاغ (پرندهای با صدای زود و کجفهم) صدایی را به نمایش میگذارد و در این میان، هزاران نفر آن را میشنوند.
از زلف یار دیگر،کی عقده می گشاید؟
دست و دلی که رفته، ما را ز کار هر دو
هوش مصنوعی: از موهای یار چه زمانی میتوان انتظار گشایش مشکلات را داشت؟ وقتی که هم دل و هم دست که دیگر در کنار ما نیستند، دیگر کاری از آن دو برنمیآید.
آگه حزین بیدل از حال حسن و عشق است
دارند بلبل و گل، یک خارخار هر دو
هوش مصنوعی: بلبل و گل هر دو از حال عشق و زیبایی آگاه هستند و حتی غم و حسرتشان را با وجود درد و خارها میپذیرند.