برگردان به زبان ساده
در ملک جسم روشنی جان به نیم جو
آیینه در ولایت کوران به نیمجو
هوش مصنوعی: در دنیای جسم، روح مانند نوری است که به راحتی در آینهای که در دنیای افراد نابینا قرار دارد، قابل مشاهده نمیباشد.
عالم به دستگاه قناعت نمی رسد
در چشم مور، ملک سلیمان به نیم جو
هوش مصنوعی: دنیا و چیزهای آن برای مور، حتی اگر به گنجینههای عظیم سلطنت سلیمان هم نرسد، به اندازهای مهم نیست که او به آن قانع باشد. در واقع، انسانی که در قناعت به دست نیابد، هیچگاه به ارزشهای واقعی زندگی پی نخواهد برد.
در دیده ای که جلوه کند کبریای عشق
این طمطراق عالم امکان به نیمجو
هوش مصنوعی: اگر در چشمی عشق به زیبایی و عظمت خود جلوهگر شود، دیگر این دنیای بزرگ و پر زرق و برق هیچ اهمیتی نخواهد داشت.
جسم فسرده را بر جانان چه اعتبار؟
دلق گدا به حضرت شاهان به نیمجو
هوش مصنوعی: اهمیت جسم فانی و خراب در مقابل محبوب حقیقی چه ارزشی دارد؟ لباس فقیرانه در برابر مقام شاهان چیزی نیست.
چبود سراب دهر؟ که بگذشتن از دو کون
در پیش پای همّت مردان به نیم جو
هوش مصنوعی: زندگی در حقیقت مانند سرابی است که به سرعت میگذرد و هرگز ثبات ندارد. این دنیا فقط با همت و تلاش واقعی مردان به دست میآید و ارزش آن، به اندازهای است که حتی با کمترین داراییها هم میتوان به دست آورد.
در کشوری که حکم به زور شکستگی ست
گرز گران و رستم دوران به نیم جو
هوش مصنوعی: در کشوری که قدرت و قوانین به زور و ستم حاکم است، حتی قویترین و برجستهترین افراد هم نمیتوانند به راحتی موفق شوند و ارزش واقعی آنها تحت فشار قرار میگیرد.
زاهد، زیاده جلوه مده زهد خشک را
اینها به پیش باده پرستان به نیم جو
هوش مصنوعی: ای زاهد، زیاده از حد خود را در نمایش زهد خشک و دینی ات نکن، زیرا اینگونه رفتارها در برابر باده نوشان و لذتپرستان ارزش چندانی ندارد.
یک روز یوسفم غم کنعانیان نداشت
در مصر حسن، جان عزیزان به نیم جو
هوش مصنوعی: یک روز یوسف در مصر زندگی می کرد و از غم و غصه کنعانیان دور بود، اما با وجود زیبایی و مقامش، جان عزیزانش را به بهایی ناچیز میفروخت.
گر رفت در رهت، به فدای سر تو باد
در کیش عاشقان، سر و سامان به نیم جو
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد به خاطر تو از همه چیز بگذرد، در حقیقت جزئی از عشق و وفاداری اوست. در مسیر عشق، تمام وجود آدمی ممکن است به نیمی از ارزشها و possessionsش تبدیل شود.
ما را متاع لایق بازار عشق نیست
آنجا دل دو نیم اسیران به نیم جو
هوش مصنوعی: ما چیزی برای عرضه در بازار عشق نداریم، چرا که در آنجا دلهای شکسته و اسیرانی وجود دارند که با کمترین بها نیز معامله میشوند.
پیش تو غرق خجلت جانبازی خودم
سر در قمارخانه رندان به نیم جو
هوش مصنوعی: در حضور تو، به خاطر شرمم، احساس قربانی بودن میکنم و به خاطر نیم جو، سرم را در قمارخانه به خطر انداختهام.
زاهد اگر به عشق ندارد سری چه باک؟
خورشید پیش شب پره طبعان به نیم جو
هوش مصنوعی: اگر زاهد به عشق علاقهای ندارد، نگران نباشد؛ زیرا خورشید برای شبهای تیره و تار، به اندازهای ارزشمند است که حتی یک ذره از آن هم کافی است.
دارم حزین به زیر نگین ملک فقر را
ایران به نیم حبه و توران به نیم جو
هوش مصنوعی: من با اندوه در زیر نگین، ملک و دنیای فقر را دارم که ایران مانند نیم حبه و توران مانند نیم جو است.