برگردان به زبان ساده
پیری به راه حرص نتابد عنان من
تن در نمی دهد به کشاکش کمان من
هوش مصنوعی: سن و سال نمیتوانند مرا از ادامه دادن به آرزوهایم بازدارند، چرا که بدنم تسلیم فشارها و چالشها نمیشود.
افسرده دل تر از دیم امّا توان نمود
سیر بهاری از مژهٔ خون فشان من
هوش مصنوعی: دل من بسیار غمگین و بیحال است، اما با این حال میتوانم زیبایی بهار را از چشمان پر اشکم نشان دهم.
صرصر چه در خرابی من اضطراب داشت؟
بر شاخ گل نبود گران آشیان من
هوش مصنوعی: بیدلیل نیست که طوفان و باد بیرحم در خرابی و ویرانی من نگران و مضطرب بود، چرا که در میان گلها و زیباییها، خانهام به دلایلی سنگین و نامطلوب نبود.
در ناشنیدن سخن خلق نشئه هاست
گوش گران من شده رطل گران من
هوش مصنوعی: وقتی که سخن مردم را نمیشنوم، دلی پر از شور و شوق دارم، اما گوش من سنگین و پر وزن شده است.
آیینه عرض جوهر خود تا به کی دهد؟
چون تیغ از غلاف درآ، دلستان من
هوش مصنوعی: آیینه تا چه زمانی میتواند جوهر و ذات خود را نمایش دهد؟ مانند اینکه شمشیر از نیام بیرون آید، ای محبوب من.
باشد بریدن از سگ کوی تو مشکلم
مغز وفاست در قلم استخوان من
هوش مصنوعی: اگر بخواهم از مسیر تو جدا شوم، برایم سخت است، چون وفاداریام به تو در وجودم عمیق است.
غمّاز را چه آگهی از راز من حزین ؟
بر لب نمی رسد نفس ناتوان من
هوش مصنوعی: غمزا یا فردی که رازها را فاش میکند، چه چیزی از اندوه و راز درونی من میداند؟ نمیتوانم به راحتی صحبت کنم و نفس ناتوانم به لبهایم نمیرسد.