برگردان به زبان ساده
خارم که نیست گلشن صورت سرای من
دهرم نمی خرد که ندارد بهای من
هوش مصنوعی: من گلی ندارم و فقط خارهایی هستم، اما دنیا نمیداند که ارزش من چقدر است.
گوی نه آسمان سرپا خوردهٔ من است
روی فلک کبود شد از پشت پای من
هوش مصنوعی: نمیدانم چرا آسمان به خاطر من به حالت ایستاده درآمده است، که بر اثر حرکت من، آسمان آبی رنگ شده است.
آوازهٔ مرا نکند بخت تیره پست
در سرمه چون نگاه نخوابد صدای من
هوش مصنوعی: اگر بخت من بد باشد و به جایگاهی پایین بیفتم، صدایم در بین همه محو نخواهد شد و همچنان در خاطرها باقی میماند.
سیّارگان پی سپر کاروان شوق
ره گم کنند اگر نخروشد درای من
هوش مصنوعی: اگر دیوانهوار به دنبال شوق و میل سفر بروند، مسلماً مسیر خود را گم میکنند. اما اگر زحمت من به نتیجه نرسد، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.
خورشید عالمم ز دل گرم جوش خویش
از سردی زمانه نگردد هوای من
هوش مصنوعی: خورشید وجود من به خاطر گرمای دل خودم، تحت تأثیر سرمای روزگار قرار نمیگیرد.
رفتم ز خود چو در دلم آمد خیال تو
تنها نشسته ای تو و خالی ست جای من
هوش مصنوعی: وقتی از خودم دور شدم، در دلم یاد تو آمد. تو تنها نشستهای و جای من خالی است.
از چاره سازی دل خود عاجزم حزین
کار مرا به خود نگذارد خدای من
هوش مصنوعی: من در پیدا کردن راه حل برای درد دل خود ناتوانم و غم و اندوهی که دارم، مرا رها نمیکند، ای خدا.